سفارش ترجمه متن انگلیسی به فارسی و (بالعکس) فارسی به انگلیسی - عمومی و تخصصی تمامی رشته ها

                                                                                                 (پست ثابت)

نحوه سفارش ترجمه (انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی، عمومی و تخصصی):

روش اول:
فایل یا متن فایل خود را در تلگرام به شماره 09104767501 (ID: @rainy_life2) یا 09120640120 (ID: @rainy_life) ارسال کنید.

روش دوم:
فایل یا متن فایل خود را به آدرس ایمیل shirmard91@yahoo.com ارسال کنید. (حتی الامکان subject ایمیل ارسالی عبارت "سفارش ترجمه" باشد)

+ پس از مشاهده متن شما هزینه ترجمه، زمان تحویل ترجمه، انجام شدن نشدن ترجمه و مواردی از این دست به اطلاعتان خواهد رسید و هماهنگی صورت خواهد گرفت.

نکته ای در مورد agree و disagree

در انگلیسی برای ابراز موافقت می گویند:

I agree (with you).

ولی هیچوقت نمی گویند:

I am agree with you.

همچنین برای ابراز عدم موافقت می گویند:

I don't agree with you.

و یا

I disagree with you.

ولی هیچوقت نمی گویند:

I am not agree with you.

نکته ای درباره لغت a point about "ache" word) ache)

ache در ترکیب فقط با کلمات back, belly, ear, face, head, heart, stomach, tooth, tummy به کار می رود:

I suffer from headaches.

در موارد دیگر از کلمه ی pain استفاده می شود:

I feel a pain in my leg.

نکته ای در مورد حرف تعریف a point about "a" article) a)

حرف تعریف a را فقط می توان با اسمهایی آورد که قابل شمارش اند. از این قرار می توان گفت a man (= مردی)، ولی نمی توان گفت a water زیرا water غیرقابل شمارش است.

حرف تعریف a جلوی اسمهایی استعمال می شود که حرف اول آنها صامت (بی صدا) باشد مانند a man (= مردی) یاa book  (= کتابی) ولی در جلوی اسمی که حرف اول آن مصوت (صدادار) باشد به جای a از an استفاده می کنیم مانند an apple (= سیبی).

برنامه درسی هفتگی و برنامه امتحانات رشته مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه زنجان - نیمسال اول 93-92

توی این پست برنامه درسی هفتگی و برنامه امتحانات رشته مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه زنجان رو قرار میدم..

ورودی 89 (ترم هفتم)

برنامه هفتگی

8-1010-1213:30-15:3015:30-17:3017:30-19:30
دوشنبه اصول و مبانی نظری ترجمه / د. مبینی / 206 ترجمه شفاهی 3 / د. زندی / آزاصول و روش تحقیق 2 / د. آل یاسین / 206ترجمه انفرادی 2 / آ. خسروی / 113
سه شنبه

ترجمه پیشرفته 2 / د. مبینی / 206  ترجمه متون سیاسی / د. آل یاسین / 212 ترجمه متن اقتصادی / خ. محمدی / 206
چهارشنبه
آزمونسازی / خ. دینی / 206 ترجمه مکاتبات و اسناد 2 / آ. مرادی / 213


برنامه امتحانات

نام درستعداد واحد روز ساعت 
  ترجمه پیشرفته 2 292/10/14 14-16
  اصول و روش تحقیق 2 292/10/158:30-10:30
  اصول و مبانی نظری ترجمه292/10/168:30-10:30
آزمونسازی 292/10/1711-13
  ترجمه متون اقتصادی292/10/1811-13
  ترجمه متون سیاسی292/10/2111-13
  ترجمه شفاهی 3 292/10/248:30-10:30
  ترجمه انفرادی 2 292/10/258:30-10:30
ترجمه مکاتبات و اسناد 2 292/10/288:30-10:30
 جمعیت و تنظیم خانواده1


ورودی 90 (ترم پنجم)

برنامه هفتگی

8-1010-1213:30-15:3015:30-17:3017:30-19:30
دوشنبه  آشنایی با ادبیات معاصر ایران/ د. محبتی / 213  
بیان شفاهی داستان 2 / آ. صفری / 203واژه شناسی / آ. صفری / 206ترجمه شفاهی 1 / د. زندی / آز
سه شنبه درآمدی بر ادبیات انگلیسی 2 / د. خسروی / 206بررسی آثار ترجمه شده اسلامی 1 / د. نصیری / 206  بررسی مقابله ای ساخت جمله / د. جدیری / 206
  چهارشنبه ساخت زبان فارسی / آ. نصیری / 206ترجمه متون ادبی / د. مبینی / 209   ترجمه متون مطبوعاتی 1 / خ. دینی / 206


برنامه امتحانات

نام درستعداد واحد روز ساعت 
آشنایی با ادبیات معاصر ایران292/10/14 8:30-10:30
بررسی آثار ترجمه شده اسلامی 1 292/10/1514-16
واژه شناسی  292/10/168:30-10:30
ساخت زبان فارسی 292/10/1714-16
بررسی مقابله ای ساخت جمله292/10/188:30-10:30
درآمدی بر ادبیات انگلیسی 2292/10/2111-13
بیان شفاهی داستان 2 292/10/2314-16
ترجمه شفاهی 1 292/10/2414-16
ترجمه متون ادبی 292/10/2511-13
ترجمه متون مطبوعاتی 1292/10/2811-13


ورودی 91 (ترم سوم)

برنامه هفتگی

8-1010-1213:30-15:3015:30-17:3017:30-19:30
دوشنبه نمونه های شعر ساده انگلیسی / د. خسروی / 211
خواندن و درک مفاهیم 3 / د. جدیری / آز
نگارش پیشرفته / د. جدیری / 206
سه شنبه کلیات زبان شناسی 1 / آ. نصیری / آزخواندن و درک مفاهیم 3 / د. جدیری / آز   اصول و روش ترجمه / د. مبینی / 113
  چهارشنبه ترجمه متون ساده / د. مبینی / 212
کاربرد اصطلاحات و تعبیرات / خ. محمدی / 209


برنامه امتحانات

نام درستعداد واحد روز ساعت 
خواندن و درک مفاهیم 3492/10/14 11-13
نگارش پیشرفته292/10/1511-13
کلیات زبان شناسی 1292/10/1611-13
اصول و روش ترجمه292/10/1711-13
  ترجمه متون ساده292/10/2111-13
کاربرد اصطلاحات و تعبیرات292/10/2314-16
نمونه های شعر ساده انگلیسی292/10/2411-13
تفسیر موضوعی قرآن2

اخلاق اسلامی2


ورودی 92 (ترم اول)

برنامه هفتگی

8-1010-1213:30-15:3015:30-17:30
شنبه اندیشه اسلامی 1تربیت بدنی 1فارسی عمومی خواندن و درک مفاهیم 1 / د. نصیری / آز
یکشنبه
خواندن و درک مفاهیم 1 / د. نصیری / آزفنون یادگیری زبان / د. نصیری / آز    دستور نگارش 1 / آ. صفری / 115
دوشنبه گفت و شنود 1 / د. زندی / آزدستور نگارش 1 / آ. صفری / 206
گفت و شنود 1 / د. زندی / آز

برنامه امتحانات

نام درستعداد واحد روز ساعت 
گفت و شنود 1492/10/14 8:30-10:30
فنون یادگیری زبان292/10/1614-16
خواندن و درک مفاهیم 1492/10/2114-16
دستور نگارش 1492/10/2414-16
تربیت بدنی 12

اندیشه اسلامی 12

فارسی عمومی2

کاربرد پایانه های s- و ed- در زبان انگلیسی (Usage of -s & -ed terminals in english language)

دو تا از پایانه های مهم توی زبان انگلیسی که آخر کلمات میاد s- و ed- هست.. کاربرد این دو پایانه رو جدا جدا توی این پست قرار میدم..

پایانه s-:

این پایانه 4 کاربرد مختلف داره که در زیر اومده:

1- اسم جمع: آخر کلماتی که جمع بسته میشه از این پایانه استفاده میشه.. مثل:

jobs - cats - voices

2- حالت ملکی: برای کلماتی که مالکیت رو در اختیار دارن از این پایانه به همراه آپوستروف استفاده میشه.. مثل:

David's - Mark's - James's

3- فعل سوم شخص مفرد: توی حالت ساده فعل سوم شخص این پایانه رو به خودش میگیره.. مثل:

teaches - likes - leads

4- حالت پنهان افعال has و is: گاهی فعل های has و is به صورت مخفف نوشته میشن که تو این حالت این پایانه استفاده میشه.. مثل:

it's (it is) - she's (she has)

پایانه ed-:

از این پایانه توی حالتهای گذشته فعل استفاده میشه.. مثل:

needed - filled - worked

تعداد کل لغات در زبان انگلیسی (Total number of english words)

زبان انگلیسی هر سال در هر حال رشد کردنه و تقریبا در 50 سال گذشته دو برابر شده.. بنا به گزارش Global Language Monitor تعداد لغات انگلیسی در سال 2012 به تعداد 1,013,913 لغت بوده که به طور متوسط روزانه 14.7 لغت به این مجموعه اضافه شده و میشه.. تعداد لغت های ثبت شده توی 3 سال مختلف رو در زیر داریم:

سال 1980 >>> 900,000

سال 1950 >>> 600,000

سال 1900 >>> 525,000

يک ديکشنري خوب چه ويژگي‌هايي دارد؟ (?What are a good dictionary's characteristics)

هنگاميکه صحبت از ديکشنري به ميان مي‌آيد، افـراد اغلب بـه يک ديکشنري دو زبانه، مثلاً انگليسي به فارسي، فکر مي‌کنند. اما بايد بدانيد که بهترين ديکشنري براي زبان‌آموزها، ديکشنري تک‌زبانه يا انگليسي به انگليسي است. البته منظور ما اين نيست که نبايد از ديکشنري انگليسي به فارسي استفاده کنيد، بلکه منظور اين است که تأکيد اصلي شما بايد روي ديکشنري انگليسي به انگليسي باشد.

در يک ديکشنري انگليسي به انگليسي کلمات ترجمه نشده‌اند، بلکه به زبان انگليسي توضيح داده شده‌اند، بنابراين استفاده‌ي منظم از اين نوع ديکشنري‌ها باعث مي‌شود بطور خودکار گرامر و لغات را بخاطر بسپاريد. آنها فايده‌ي ديگري هم براي شما دارند و آن اينست که هنگاميکه يک لغت را در ديکشنري جستجو مي‌کنيد ممکن است با کلمات تازه‌تري هم مواجه شويد و بدين ترتيب در يک زمان چند لغت را فرا مي‌گيريد.

بطور کلي يک ديکشنري خوب بايد اطلاعات زير را به شما برساند:

  • توضيح معني هر لغت به انگليسي
  • تلفظ صحيح لغت از طريق علائم فونتيک
  • نوع کلمه (صفت، فعل، قيد، اسم و ...)
  • ويژگي‌هاي دستوري يا گرامري كلمه (مثلاً قسمتهاي دوم و سوم فعل، قابل شمارش يا غيرقابل شمارش بودن يک اسم و ...)
  • ترتيب قرارگيري لغات (مثلاً do homework  و نه make homework)
  • جملات نمونه براي هر لغت
  • کلمات هم معني و متضاد

 يك ديكشنري خوب علاوه بر اطلاعاتي كه بايد به شما برساند، بايد از ويژگيهاي زير هم برخوردار باشد:

  • توضيح معني هر لغت بايد نحوه‌ي به کار بردن هر لغت را براي شما بيان کند. بطور کلي تعاريف طولاني تر بهتر هستند، زیرا اطلاعات بيشتري را به شما انتقال مي‌دهند.
  • بايد هر دو تلفظ آمريکايي و بريتانيايي را داشته باشد.
  • متداول‌ترين اصطلاحات و افعال چند قسمتي آورده شده باشد.
  • خوب است که از تصاوير نيز استفاده شده باشد.

- برگرفته از زبان آموزان

دوست داشتن در مقابل استفاده کردن (Love vs. Use)

این پست رو حتما بخونین.. هم متن انگلیسی داره هم معنیشو..

While a man was polishing his new car, his 4 years old son picked up a stone and scratched lines on the side of the car..

زمانيكه مردي در حال پوليش كردن (براق کردن) اتومبيل جديدش بود كودك 4 ساله اش  تكه سنگي را بداشت و  بر روي بدنه اتومبيل خطوطي را انداخت..

In anger, the man took the child's hand and hit it many times not realizing he was using a wrench..

مرد در عصبانیت دست بچه را گرفت و چند بار محكم پشت دست او زد بدون آنكه (به دليل خشم) متوجه باشد كه آچار دستش هست..

..At the hospital the child lost all his fingers due to multiple fractures

در بيمارستان بچه به سبب شكستگي هاي فراوان چهار انگشت دستش را از دست داد..

When the child saw his father with painful eyes asked him "Dad when will my fingers grow back?"..

وقتي كه پسر چشمان اندوهناك پدرش را ديد از او پرسيد "پدر كي انگشتهاي من در خواهند آمد؟"..

The man was so hurt and speechless; he went back to his car and kicked it a lot of times..

آن مرد آنقدر مغموم بود كه هیچي نتوانست بگويد؛ او به سمت اتومبيل برگشت و چندين بار با لگد به آن زد..

Devastated by his own actions, sitting in front of that car he looked at the scratches; the child had written 'LOVE YOU DAD'..

حيران و سرگردان از عمل خويش روبروي اتومبيل نشسته بود و به خطوطي كه پسرش روي آن انداخته بود نگاه مي كرد؛ او نوشته بود "دوستت دارم پدر"..

The next day that man committed suicide..

روز بعد آن مرد خودكشي كرد..

Anger and Love have no limits; choose the latter to have a beautiful, lovely life remember this:

خشم و عشق حد و مرزي ندارند؛ دومي (عشق) را انتخاب كنيد تا زندكي دوست داشتني داشته باشيد و اين را به ياد داشته باشيدكه:

Things are to be used and people are to be loved..

اشياء براي استفاد شدن و انسانها براي دوست داشتن مي باشند..

The problem in today's world is that people are used while things are loved..

مشکل این است كه امروزه از انسانها استفاده مي شود و اشياء دوست داشته مي شوند..  

Let's try always to keep this thought in mind:

همواره در ذهن داشته باشيد كه: 

Things are to be used, People are to be loved..

اشياء براي استفاد شدن و انسانها براي دوست داشتن مي باشند..

Watch your thoughts; they become words..

مراقب افكارتان باشيد كه تبديل به گفتارتان مي شوند..

Watch your words; they become actions.. 

مراقب گفتارتان باشيد كه تبديل به رفتار تان مي شود.. 

Watch your actions; they become habits..

مراقب رفتارتان باشيد كه تبديل به عادت مي شود.. 

Watch your habits; they become character..

مراقب عادات خود باشيد که شخصيت شما مي شود..

Watch your character; it becomes your destiny..

مراقب شخصيت خود باشيد كه سرنوشت شما مي شود..

I hope you have a lovely life..

امیدوارم زندگی توام با محبت و عشق داشته باشید..

چند نکته و دانستنی..

شاید جالب باشه دونستن این که:

1) کلمه set بیش از 155 معنی داره..

2) 44 کشور به زبان انگلیسی حرف می زنن..

3) کلمه if بیش از 26 تلفظ داره..

4) اگه بخاهیم از کارکنان یه دانشگاه بنویسیم باید از "in university" استفاده بشه اما برا دانشجوهای یه دانشگاه "at university" به کار برده میشه..

5) موقع نوشتن "مصاحبه کردن" نباید از with استفاده کرد و فقط کلمه "interview" نوشته میشه..

جزئیات آزمون آیلتس (IELTS exam details)

سلام.. یه سری جزئیات از آزمون آیلتس میذارم.. توضیحاتی هم میدم..

این آزمون توی چهار بخش اصلی برگزار میشه: listening، reading، writing و speaking

بخش های reading و writing دو نوع هستش.. یکی به صورت academic و یکی هم به صورت general training که آزمون دهنده باید یکی از این نوع ها رو انتخاب کنه و به سوالاش جواب بده..

یه توصیح اولیه از این دو نوع بدم براتون:

reading >>> نوع academic: توی این نوع متن ها تخصصی نیست..

                    نوع general training: متن ها یه کم جنبه علمی دارن..

writing >>> نوع academic: دو بخش داره.. بخش اول ازتون میخاد که متنی در مورد یک یا دو نمودار داده شده بنویسین.. و بخش دوم ازتون میخاد که در مورد یه موضوع یا سوال مهم نظرتون رو بنویسین..

                  نوع general training: این نوع هم دو بخش داره: بخش اول ازتون میخاد جوابی کوتاه برای یه موضوع بنویسین.. و بخش دوم ازتون میخاد یه بحث و مذاکره درباره موضوعی بنویسین و یا اینکه موضوعی رو خودتون ایجاد کنین..

توی جدول زیر همه این بخش ها رو آوردم.. تعداد سوالها، زمان موردنظر و توضیحات کوتاه هم درج شده..

زمان کل
(دقیقه)
زمان
(دقیقه)
توضیحاتتوصیحاتنام بخش
30304 بخش38-42 سوالListening
6060سه متن شامل 2500-1500 لغت38-42 سوالAcademic Reading *
6020
40
متن مکتوب باید حداقل شامل 150 لغت باشد
متن مکتوب باید حداقل شامل 250 لغت باشد
بخش اول
بخش دوم
Academic Writing **
6060سه متن با 1500 تا 2500 لغت38-42 سوالGeneral Training Reading *
6020
40
متن مکتوب باید حداقل شامل 150 لغت باشد
متن مکتوب باید حداقل شامل 250 لغت باشد
بخش اول
بخش دوم
General Training Writing **
15151) معرفی اولیه
2) صحبت درباره علایق و...
3) انتخاب کارتی شامل موضوع خاص از بین چند کارت پیش رو و صحبت درباره آن موضوع
4) بیان ایده های خود درباره تحصیل و... و دفاع از بیانات خود
5) جمع بندی نهایی و نتیجه گیری
1) Introduction
2) Extended discourse
3) Elicitation
4) Speculation-Attitude
5) Conclusion
Speaking
* یکی از این بخش ها باید پاسخ داده بشه..

** یکی از این بخش ها باید پاسخ داده بشه..

- زمان کل آزمون 165 دقیقه (دو ساعت و 45 دقیقه) هست..

یک ترانه دوست داشتنی2 (a lovely ballad2)

سلام.. توی این پست یه ترانه ی زیبای انگلیسی که سروده شل سیلوراستاین (Shel Silverstein) هست رو میتایپم.. تقریبا یه سال پیش (17 اسفند 90) یه ترانه ی دیگه از این شاعر زده بودم.. موضوع اون ترانه مادر بود.. واقعا عالی بود.. با اینکه قابل قیاس با ترانه قبلی نیس ولی امیدوارم مورد پسندتون باشه..

MIDNIGHT SUNSHINE

I run from early in the morning

Till late in the evening

I got crazy ladies

You don't even know

And I need someone to hide me

From the fool who lives inside me

I need someplace warm to go

You're my midnight sunshine lady

You're my guiding light

You're the brightest star I'll ever see

And though the day is dark and cloudy

I'm gonna be all right

When my midnight sunshine touches me

I don't think I ever told you

But every time I hold you

I feel safer than I ever felt before

And in the early morning

I feel your body warm

And before I open my eyes

You're what I'm reaching for..

خورشید نیمه شب

از صبح زود می روم

تا آخر شب

معشوقه هایی دارم

که تو آنها را نمیشناسی

به کسی نیاز دارم که پنهانم کند

از دست احمقی که در درونم است

دوست دارم به جایی گرم و امن بروم

تو خورشید درخشان نیمه شبم هستی

شمع فروزان راهنمای من

درخشان ترین ستاره هستی

حتی در روزهای تاریک و ابری

همه چیز رو به راه می شود

وقتی که خورشید درخشان نیمه شب مرا لمس کند

تا کنون نگفته ام

وقتی با تو هستم

بیشتر احساس آرامش می کنم

و صبح زود

تن گرمت را حس می کنم

پیش از آنکه چشم باز کنم

به طرف تو دست دراز می کنم..

جملات زیبای انگلیسی2 (beautiful english sentences2)

4 تا جمله ی زیبا و خوندنی؛

What we are is God's gift to us and what we became is our gift to God..

آنچه که هستیم هدیه خدا به ما و آنچه که می شویم هدیه ما به خداست..

We can not solve our problems with the same thinking we used when we created them..

نمی توانیم مشکلاتمان را با همان ذهنیتی که موقع خلق آنها داشتیم حل کنیم..

In three words I can sum up everything I've learned about life: It goes on..

(Robert Frost)

می توانم هر آنچه را در مورد زندگی آموخته ام در سه کلمه خلاصه کنم: زندگی ادامه دارد.. (رابرت فراست)

The eyes are traps of the devil..

چشمها دامهای شیطانند..

نکته ای در نوشتن متون رسمی (a point in writing formal texts)

توی متون رسمی که می نویسین نباید not رو به صورت مخفف و چسبیده به لغت قبلی بنویسین، یعنی نگارش به صورت زیر غلطه:

They don't have confidence...

بلکه باید به صورت زیر نوشته بشه:

They do not have confidence...


زبان انگلیسی و تاریخچه آن / تاریخچه زبان انگلیسی (history of english language)

در سرزمینی که امروزه بریتانیا نامیده می‌شود از صدها سال قبل تا حدود سال 55 قبل از میلاد مسیح، اقوام کِلت زندگی می‌کردند. این اقوام نیاکان ملل ایرلندی، اسکاتلندی و ولزی امروزی هستند. در حدود سال 55 قبل از میلاد بود که سپاهیان رومی به سرکردگی ژولیس سزار به این سرزمین یورش بردند و آنجا را تسخیر کردند. رومی‌ها که تا حدود سال‌های چهارصد بعد از میلاد در بریتانیا حضور داشته و بر این سرزمین حکومت کردند، نتوانستند زبان لاتین را در بریتانیا رونق دهند. اگرچه بسیاری کلمات با ریشه لاتین از این دوره در زبان انگلیسی امروزی باقی‌مانده است. مثلا نام بسیاری از شهرهای بریتانیا  و حتی آمریکا حاوی عبارت caster یا chester است، مانند Manchester ،Dorchester وLancaster . این عبارت از ریشه لاتین castra به معنی محل سکونت است.

امپراطوری روم در حدود سال‌های 400 میلادی تضعیف و به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم گردید.  بخش غربی به سرعت رو به اضمحلال رفت و به دنبال خروج آن‌ها، اقوام ژرمن تباری به نام‌های‌ آنگل‌، ساکسون‌ و جوت به سرزمین‌های بریتانیا مهاجرت کردند و در نژاد کلتی قدیم ادغام شدند و یا  آن‌ها را به سرزمین‌ها شمالی‌تر کوچ دادند. آنگل‌ها که بزرگترین طایفه را تشکیل می‌دادند جزیره را ْآنگلند یعنی سرزمین آنگل‌ها نامیدند و زبانی که با آن صحبت می‌کردند نیز به تدریج انگلیش یا به زبان ما انگلیسی نامیده شد.

زبان انگلیسی از این پس مدام دچار تغییر و تحول بود. اول از همه با زبان کلتی قدیم اشتراکاتی پیدا کرد و بعد از آن هرگاه انگلستان دستخوش تاخت و تاز مهاجمین می‌گردید، زبانش نیز از این حملات مصون نمی‌ماند. در ابتدا اقوام اسکاندیناوی و پس از آن‌ها مردمی از شمال فرانسه به این کشور حمله کردند و هر کدام دهه‌های متوالی بر انگلستان حکومت نمودند. به تبع آن بود که انگلیسی در ابتدا با زبان‌های اسکاندیناوی و بعد از آن زبان فرانسوی آمیختگی‌هایی پیدا کرد. اما با وجود این تحولات استقلال انگلیسی همواره حفظ شد و با جذب و افزودن بر دایره لغات از زبان‌های دیگر امروزه به مفصل‌ترین زبان دنیا تبدیل شده است که تعداد لغات آن فراتر از 500 هزار کلمه است. سیر تحول زبان انگلیسی را اجمالا می‌توان در سه دوره انگلیسی کهن، انگلیسی میانه و انگلیسی امروزی طبقه بندی کرد.

انگلیسی کهن (1100-450 میلادی)

این زبان که نام دیگر آن زبان آنگلو-ساکسون بوده، میان اقوام مهاجر ژرمن فوق‌الذکر رواج داشته است. از خانواده زبان‌های هندو-اروپایی بوده و هم‌خانواده زبان‌های آلمانی، هلندی و اسکاندیناوی است. مهمترین دست‌نوشته‌ای که از آن روزگار و به زبان انگلیسی کهن به‌جا مانده، حماسه بیووولف است. این حماسه دلاوری‌های پادشاهی دانمارکی و مبارزاتش علیه اژدها و دیوان را شرح می‌دهد. متن بیووولف اما برای خواننده امروزی خوانا نیست و تفاوت‌های بسیار زیادی با انگلیسی امروزی دارد. انگلیسی کهن طی سالیان دچار دو تغییر و تحول مهم گردید:

نخست این‌که، با رواج دین مسیحیت در انگلستان از سال 500 میلادی به بعد، بار دیگر کلمات لاتین این‌بار، از کتاب مقدس وارد زبان انگلیسی کهن گردید. از جمله کلمات متداولی چون dish، candle، master و monk که اتفاق در ارتباط با کلیسا هستند، ریشه لاتینی دارند. در مرحله دوم، حمله و سیطره اقوام اسکاندیناوی رخ داد و در طول سال‌های 800 تا 900 میلادی، کلماتی چون skin، skirt و sky از شمال اروپا وارد جزیره انگلستان گردید. جالب است که بدانیم ضمایر they و she نیز ریشه اسکاندیناوی دارند و این ضمایر در انگلیسی کهن hie و heo نام‌داشتند.

انگلیسی میانه (1500-1100 میلادی)

سرداران انگلو-ساکسون در سال‌ 1066 به پایان راه خود رسیدند. آخرین پادشاه آن‌ها در نبرد هستینگز از ویلیام فاتح که رهبر اقوام نورماندی از شمال فرانسه بود، شکست خورد. ویلیام و جانشینان او 300 سال بر انگلستان حکومت کردند و در این مدت زبان رسمی و حکومتی را به فرانسه تغییر داده بودند. این زبان که آنگلو-نورمن نامیده می‌شد نتوانست در بین مردم انگلستان راهی پیدا کند. اما به هرحال کلمات نسبتا زیادی از فرانسه به زبان انگلیسی راه پیدا کرد. نفوذ این کلمات به‌خصوص در حوزه‌های قوانین و حکمرانی پررنگ‌تر بود. کلماتی چون prison، castle، prince، court، army، soldier ریشه فرانسوی دارند و در حوزه های هنر و علم نیز کلماتی چون romance، tragedy، surgery و anatomy به فرهنگ لغت انگلیسی اضافه گردید.

دوره سلطه پادشاهان نرماندی تا حدود 1204 میلادی ادامه داشت ولی با استقلال انگلستان از نرماندی زبان فرانسوی به‌تدریج از این کشور محو گردید و در حدود سال‌های 1300 از زبان فرانسوی دیگر به‌جای نمانده بود. انگلیسی میانه کم‌کم به انگلیسی امروزی نزدیک‌تر می‌گردید. انگلیسی میانه حروف صدا دار متفاوت، نحوه صرف افعال پیچیده‌تری از انگلیسی امروزی داشته است و در عوض ساختار جملات آن ساده‌تر بوده است. با وجود این تغییرات یک خواننده امروزی با کمی سختی و مراجعه به کتب مرجع می‌تواند منظومه بلند جفری چاسر به نام حکایات کانتربری را که در حدود 700 سال پیش نوشته شده، بخواند.

انگلیسی امروزی (1500میلادی تاکنون)

ورود ماشین چاپ از ایتالیا به انگلستان سرآغاز دوره امروزی زبان است. این اختراع موجب رشد ادبیات نوشتاری در انگلستان گردید و از 1700 میلادی کتاب‌های دستور زبان و فرهنگ‌های لغت به چاپ رسیدند تا ساختار زبان به‌تدریج استاندارد و یکسان گردد. بریتانیا که تا کنون همیشه مستعمره ملل دیگر بود، کم‌کم به کشوری استعمارگر تبدیل شد. زبان انگلیسی  در آمریکا رواج داده شد و با فرهنگ سرخ‌پوستان و دیگر اقوام مهاجر نظیر بردگان آفریقا ترکیب شد. مثلا برای حیوانات ناشناخته آمریکای شمالی از کلمات سرخپوستی Moose، Skunk و Woodchuck استفاده گردید. انگلیسی آمریکایی در طول سالیان تبدیل به لهجه‌ای متمایز، با تغییرات نسبتا زیاد شد. هر ملیت و قومیتی که در ممالک انگلیسی زبان سکونت کردند، تعدادی از کلمات خود را وارد زبان انگلیسی کردند. کلمات rodeo از اسپانیا، kindergarten از آلمان، pizza از ایتالیا و jazz از قبیله ناشناخته‌ای از آفریقا به انگلیسی داخل شده‌اند.

انگلیسی زبانی است که به جای دفع واژه‌های بیگانه همیشه آن‌ها را در دایره لغات خود پذیرفته است. این زبان حذف سریع واژه‌های قدیمی و ساخت واژه‌های جدید را نشانه پویایی خود می‌داند. انگلیسی زبانان مدام در حال ساخت واژه‌های جدید برای مفاهیم رو به رشد فنی و هنری و ورزشی هستند. البته انگلیسی همان‌طور که بیشترین واژه‌ها را جذب کرده، بیشترین واژه‌ها را نیز به زبان‌های دیگر قرض‌داده است. این مسئله چندان خوش‌آیند مسئولان و ادبای زبان‌های دیگر نیست، مثلا فرانسوی‌ها در تلاشند تا قوانینی برای ممنوع سازی استفاده از لغات انگلیسی در داخل کشورشان بنویسند. انگلیسی از ابتدای قرن بیستم به بعد جا پای زبان‌های یونانی، رومی و فرانسوی نهاد و به مهمترین زبان بین‌المللی جهان تبدیل شد.

با اقتباس از worldtranslators.net

برای اطلاعات بیشتر بر لینکهای زیر کلیک کنید:

لینک اول

لینک دوم

نکاتی در انشا نویسی (points in writing)

توی نوشتن انشا اول از همه یه نگاه اجمالی از چیزی که میخایین بنویسین رو توی ذهنتون داشته باشین و کم کم اون رو به انگلیسی بیارین.. سعی نکنین لغتهای قلمبه به کار ببرین و فک نکنین نمره اتون رو میبره بالا.. صرفا استفاده از کلمه های مناسب با گرامر صحیح ملاک یه انشای خوبه.. از لغت تکراری زیاد استفاده نکنین.. جمله ها رو شیوا بیان کنین.. بیشتر افراد مکررا از لغت and استفاده میکنن.. خیلی خوبه که توی انشا از ضمایر استفاده درستی بکنین.. حالا هر نوع ضمیری.. نذارین مفهوم کلی انشا مدام جابجا شه و آرایش جملات و ترتیبش جوری باشه که اونی که میخونه راضی باشه و از نامرتبی معنی جمله ها شاکی نباشه.. استفاده از لغتهایی مثل while, as, although, meanwhile و امثال اینها خیلی انشا رو خوندنی میکنه..

اینا بعضی از نکات بود که البته همه رو هم نگفتم.. انشا در مورد موضوع خودتون بنویسین و اگه خاستین توی نظرات تایپ کنین تا اگه اشکالی بود و بلد بودم تصحیح کنم و ببینین و بقیه هم یاد بگیرن..

جملات زیبای انگلیسی3 با معنی فارسی (beautiful sentences in english3)

جملات زیبایی به انگلیسی به همراه ترجمه براتون میذارم.. بخونین و لذت ببرین..

One song can spark a moment

یک آهنگ می تواند لحظه ای جدید را بسازد

One flower can wake the dream

یك گل میتواند بهار را بیاورد

One tree can start a forest

یك درخت می تواند آغاز یك جنگل باشد

One bird can herald spring

یك پرنده می تواند نوید بخش بهار باشد

One smile begins a friendship

یك لبخند میتواند سرآغاز یك دوستی باشد

One handclasp lifts a soul

یك دست دادن روح انسان را بزرگ میكند

One star can guide a ship at sea

یك ستاره میتواند كشتی را در دریا راهنمایی كند

One word can frame the goal

یك سخن می تواند چارچوب هدف را مشخص كند

One vote can change a nation

یك رای میتواند سرنوشت یك ملت را عوض كنند

One sunbeam lights a room

یك پرتو كوچك آفتاب میتواند اتاقی را روشن كند

One candle wipes out darkness

یك شمع میتواند تاریكی را از میان ببرد

One laugh will conquer gloom

یك خنده میتواند افسردگی را محو كند

One hope will raise our spirits

یك امید روحیه را بالا می برد

One touch can show you care

یك دست دادن نگرانی شما را مشخص میكند

One voice can speak with wisdom

یك سخن میتواند دانش شما را افزایش دهد

One heart can know what's true

یك قلب میتواند حقیقت را تشخیص دهد

One life can make a difference

یك زندگی میتواند متفاوت باشد

You see, it's up to you

 می بینید که تصمیم با شماست

نام وزارتخانه ها به زبان انگلیسی (names of ministries in english language)

ترجمه اسم وزارتخونه ها رو تو این پست قرار دادم... شاید به دردتون بخوره..

البته وزارتخونه های قدیم توی جدول آورده شده.. (ادغام شده ها وجود ندارن!!)

وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکیMinistry of Health, Treatment and Medical Training
وزارت آموزش و پرورشMinistry of Education
وزارت ارشاد اسلامیMinistry of Islamic Guidance
وزارت اقتصاد و داراییMinistry of Economy and Finance
وزارت اطلاعاتMinistry of Information
وزارت تعاونMinistry of Cooperation
وزارت دادگستریMinistry of Justice
وزارت راه و ترابریMinistry of Roads and Transportation
وزارت کار و امور اجتماعیMinistry of Labor and Social Affairs
وزارت کشورMinistry of the Interior
وزارت نفتMinistry of Oil
وزارت بازرگانیMinistry of Commerce
وزارت صنایعMinistry of Industry

داستان "پروانه و پیله" به زبان انگلیسی (story of butterfly & the cocoon)

داستان معروف پروانه و پیله حتما یادتونه.. توی این پست متن انگلیسیش رو به همراه ترجمش میذارم.. به یاد قدیما بخونینش..

butterfly & the cocoon

A small crack appeared on a cocoon. A man sat for hours and watched carefully the struggle of the butterfly to get out of that small crack of cocoon. Then the butterfly stopped striving. It seemed that she was exhausted and couldn’t go on trying. The man decided to help the poor creature. He widened the crack by scissors. The butterfly came out of cocoon easily, but her body was tiny and her wings were wrinkled. The ma continued watching the butterfly. He expected to see her wings become expanded to protect her body. But it didn’t happen! As a matter of fact, the butterfly had to crawl on the ground for the rest of her life, for she could never fly. The kind man didn’t realize that God had arranged the limitation of cocoon and also the struggle for butterfly to get out of it, so that a certain fluid could be discharged from her body to enable her to fly afterward. Sometimes struggling is the only thing we need to do. If God had provided us with an easy to live without any difficulties then we become paralyzed, couldn’t become strong and could not fly.
Don’t worry, fight with difficulties and be sure that you can prevail over them.

پروانه و پیله

شکاف کوچکي بر روي پيله کرم ابريشمي ظلاهر شد. مردي ساعت ها با دقت به تلاش پروانه براي خارج شدن از پيله نگاه کرد. پروانه دست از تلاش برداشت. به نظر مي رسيد خسته شده و نمي تواند به تلاش هايش ادامه دهد. او تصميم گرفت به اين مخلوق کوچک کمک کند. با استفاده از قيچي شکاف را پهن تر کرد. پروانه به راحتي از پيله خارج شد ، اما بدنش کوچک و بال هايش چروکيده بود.مرد به پروانه همچنان زل زده بود . انتظار داشت پروانه براي محافظت از بدنش بال هايش را باز کند. اما اين طور نشد. در حقيقت پروانه مجبور بود باقي عمرش را روي زمين بخزد، و نمي توانست پرواز کند. مرد مهربان پي نبرد که خدا محدوديت را براي پيله و تلاش براي خروج را براي پروانه بوجود آورده. به اين صورت که مايع خاصي از بدنش ترشح مي شود که او را قادر به پرواز مي کند. بعضي اوقات تلاش و کوشش تنها چيزي است که بايد انجام دهيم. اگر خدا آسودگي بدون هيچگونه سختي را براي ما مهيا کرده بود در اين صورت فلج مي شديم و نمي توانستيم نيرومند شويم و پرواز کنيم.

نگران نباشيد، با سختي ها بجنگيد و مطمئن باشيد که بر آنها پيروز خواهيد شد.

درج شده از teachefl.blogfa.com

داستان "عشق بدون شرط" به زبان انگلیسی (story of Unconditional Love)

سلام.. این پست اختصاص داره به داستان "عشق بدون شرط" که هم متن انگلیسی و هم ترجمه اش رو گذاشتم.. امیدوارم بخونین و لذت ببرین..

A story is told about a soldier who was finally coming home after having fought in Vietnam. He called his parents from San Francisco. "Mom and Dad, I'm coming home, but I've a favor to ask. I have a friend I'd like to bring home with me." "Sure," they replied, "we'd love to meet him." "There's something you should know" the son continued, "he was hurt pretty badly in the fighting. He stepped on a landmine and lost an arm and a leg. He has no where else to go, and I want him to come live with us." "I'm sorry to hear that, son. Maybe we can help him find somewhere to live." "No, Mom and Dad, I want him to live with us." "Son," said the father, "you don't know what you're asking. Someone with such a handicap would be a terrible burden on us. We have our own lives to live, and we can't let something like this interfere with our lives. I think you should just come home and forget about this guy. He'll find a way to live on his own." At that point, the son hung up the phone. The parents heard nothing more from him. A few days later, however, they received a call from the San Francisco police. Their son had died after falling from a building, they were told. The police believed it was suicide. The grief-stricken parents flew to San Francisco and were taken to the city morgue to identify the body of their son. They recognized him, but to their horror they also discovered something they didn't know, their son had only one arm and one leg.

The parents in this story are like many of us. We find it easy to love those who are good-looking or fun to have around, but we don't like people who inconvenience us or make us feel uncomfortable. We would rather stay away from people who aren't as healthy, beautiful, or smart as we are. Thankfully, there's someone who won't treat us that way. Someone who loves us with an unconditional love that welcomes us into the forever family, regardless of how messed up we are.

عشق بدون شرط

داستان در مورد سربازي است که بعد از جنگيدن در ويتنام به خانه برگشت. قبل از مراجعه به خانه از سانفرانسيسکو با پدر و مادرش تماس گرفت. "بابا و مامان دارم ميام خونه، اما يه خواهشي دارم. دوستي دارم که مي خوام بيارمش به خونه." پدر و مادر در جوابش گفتند: "حتما، خيلي دوست داريم ببينيمش." پسر ادامه داد: "چيزي هست که شما بايد بدونيد. دوستم در جنگ شديدا آسيب ديده. روي مين افتاده و يک پا و يک دستش رو از دست داده. جايي رو هم نداره که بره و مي خوام بياد و با ما زندگي کنه." "متاسفم که اينو مي شنوم. مي تونيم کمکش کنيم جايي براي زندگي کردن پيدا کنه." "نه، مي خوام که با ما زندگي کنه." پدر گفت: "پسرم، تو نمي دوني چي داري مي گي. فردي با اين نوع معلوليت دردسر بزرگي براي ما مي شه. ما داريم زندگي خودمون رو مي کنيم و نمي تونيم اجازه بديم چنين چيزي زندگيمون رو به هم بزنه. به نظر من تو بايستي بياي خونه و اون رو فراموش کني. خودش يه راهي پيدا مي کنه." در آن لحظه، پسر گوشي را گذاشت. پدر و مادرش خبري از او نداشتند تا اينکه چند روز بعد پليس سان فرانسيسکو با آنها تماس گرفت. پسرشان به خاطر سقوط از ساختماني مرده بود. به نظر پليس علت مرگ خودکشي بوده. پدر و مادر اندوهگين، با هواپيما به سان فرانسيسکو رفتند و براي شناسايي جسد پسرشان به سردخانه شهر برده شدند. شناسايي اش کردند. اما شوکه شدند به اين خاطر که از موضوعي مطلع شدند که چيزي در موردش نمي دانستند. پسرشان فقط يک دست و يک پا داشت.

پدر و مادري که در اين داستان بودند شبيه بعضي از ما هستند. براي ما دوست داشتن افراد زيبا و خوش مشرب آسان است. اما کساني که باعث زحمت و دردسر ما مي شوند را کنار مي گذاريم. ترجيح مي دهيم از افرادي که سالم، زيبا و خوش تيپ نيستند دوري کنيم. خوشبختانه، کسي هست که با ما اينطور رفتار نمي کند. کسی که ما رو با یک عشق بدون شرط دوست داره و بدون توجه به اينکه چه ناتواني هايي داريم به داخل شدنمون به خانواده همیشگی خوشامد میگه.

درج شده از teachefl.blogfa.com

10 سوال خدا به زبان انگلیسی و فارسی (God's  questions)

سلام.. توی این پست متن انگلیسی و فارسی 10 تا سوالی که خدا از آدما نخاهد پرسید و 10 تا سوالی که از آدما خاهد پرسید رو براتون میذارم.. تامل برانگیزه..

1. God won't ask what kind of car you drove,
He'll ask how many people you drove who didn't have transportation.

1- خداوند از تو نخواهد پرسيد كه چه اتومبيلي سوار شده اي،

بلكه خواهد پرسيد كه چند نفر را كه وسيله نداشتند به مقصد رساندي...

2. God won't ask the square footage of your house,
He'll ask how many people you welcomed into your home.

2- خداوند از تو نخواهد پرسيد زير بناي خانه ات چند متر بود،

بلكه خواهد پرسيد كه چند نفر را در خانه ات خوش آمد گفتي...

3. God won't ask about the clothes you had in your closet,
He'll ask how many you helped to clothe.

3- خداوند از تو نخواهد پرسيد كه چه لباس هايي در كمد داشتي،

بلكه خواهد پرسيد كه به چند نفر لباس پوشاندي...

4. God won't ask what your highest salary was,
He'll ask if you compromised your character to obtain it.

4- خداوند از تو نخواهد پرسيد كه بالاترين ميزان حقوق تو چقدر بوده است،

بلكه خواهد پرسید آيا سزاوار گرفتن آن هستي...

5. God won't ask what your job title was,
He'll ask if you performed your job to the best of your ability.

5- خداوند از تو نخواهد پرسيد عنوان و مقام شغلي تو چه بود،

بلكه از تو خواهد پرسيد آيا آن را به بهترين نحو انجام دادي...

6. God won't ask how many friends you had,
He'll ask how many people to whom you were a friend.

6- خداوند از تو نخواهد پرسيد چه تعداد دوست داشتي،

بلكه خواهد پرسيد براي چند نفر دوست و رفيق بودي...

7. God won't ask in what neighborhood you lived,
He'll ask how you treated your neighbors.

7- خداوند از تو نخواهد پرسيد در چه منطقه اي زندگي ميكني،

بلكه خواهد پرسيد چگونه با همسايگانت رفتار كردي...

8. God won't ask about the color of your skin,
He'll ask about the content of your character.

8- خداوند از تو نخواهد پرسيدكه پوستت به چه رنگ بوده است؟

بلكه خواهد پرسيد كه چگونه انساني بودي...

9. God won't ask how much did you make your business grow,
He’ll ask how much did you help others to grow.

9- خداوند از تو نخواهد پرسيد كه چقدر کسب و کارتان را رشد دادید،

بلكه خواهد پرسید چقدر به کسب و کار بقیه کمک کردید تا رشد کند...

10. God won't ask if you loved and worshipped him,

He’ll ask how much did you love and worship your parents,

10- خداوند از تو نخواهد پرسيد که آیا عاشق خدا بودید و وا را پرستیدید،

بلكه خواهد پرسيد چقدر عاشق والدینتان بودید و آنها را پرستیدید...

زندگی چیست و با آن چه باید کرد؟

سلام.. تصویری براتون میذارم که توی اون تعاریف مختلفی از زندگی کرده و توصیه کرده که چه واکنشی نسبت بهش داشته باشین.. به نظر جالبه..

تمرین دیکته (املا) انگلیسی (training english dectation)

با کلیک روی لینک زیر به سایتی وارد میشین که میتونین املای لغات رو اونجا تمرین کنین و یاد بگیرین..

تمرین املای لغات انگلیسی

داستان های و غیرداستانهای انگلیسی تصویری همراه تلفظ کلمات (english fictions & non-fictions with pron

با کلیک بر لینک زیر میتونین مجموعه ای از متون داستانی و غیر داستانی رو به صورت تصویری همراه با تلفظ کلمات به زبان انگلیسی مشاهده کنید و لذت ببرید..

مشاهده داستانها و غیرداستانها

متن انگلیسی داستان معروف خرگوش و لاک پشت

با کلیک روی لینک زیر متن انگلیسی داشتان "خرگوش و لاک پشت" رو میتونین ببینین..

کلیک کنید

جملات زیبای انگلیسی2 با معنی فارسی (beautiful english sentences2)

سلام.. چند تا جمله ی زیبا براتون میذارم.. بخونین..
A warm smile is the universal language of kindness.

یک لبخند گرم، زبان بین المللی محبت است.

There is always danger for those who are afraid of it.

برای کسانی که از خطر می ترسند، همیشه خطر وجود دارد.
Imagination is the highest kite that one can fly.

خیال پردازی بلندترین بادبادکی است که شخص می تواند به پرواز درآورد.

Write injuries in sand, kindness in marble.
دلگیری ها را روی شن و محبت را روی سنگ مرمر بنویس.

The most important work a father can do for his children is to love their mother.
مهمترین کاری که پدری می تواند برای فرزندانش انجام دهد آن است که مادرشان را دوست داشته باشد.

با تشکر از: http://www.english-zaban.blogfa.com

متن انگلیسی شعر "قایقی خواهم ساخت" سهراب سپهری

توی این پست متن انگلیسی شعر "قایقی خواهم ساخت"، سروده سهراب سپهری رو قرار میدم.. زحمت متن فارسیش رو خودتون بکشین..

I shall build a boat
I shall cast it in the water
I shall sail away from this strange earth
Where no one awaken the heroes in the wood of love

A boat empty of net
And longing heart for pearls
I shall continue sailing
Neither I shall loose my heart for the blues
Nor for the mermaids who emerge from the water
To spread their charm from their locks
On the shining solitude of fishermen

I shall continue sailing
I shall continue singing
“One should sail away, sail away.”
The man in that town had no myth
The woman in that town was not as brimful as a cluster of grapes

No hall mirror repeated joys
Not even puddles reflected a torch
One should sail away, sail away
Night has sung its song
Now it is the turn of windows

I shall continue sailing
I shall continue singing

Beyond the seas there is a town
In which windows open to manifestation
There rooftops quarter pigeons that looks at the jets of human intelligence
In the hand of each 10-year-old child a branch of knowledge lies
The townsfolk took at hedges
As if they look at a flame, a tender dream
Earth hears the music of your feeling
And the fluttering sound of mythological birds are heard in the wind

Beyond the seas there is a town
Where the sun is as wide as the eyes of early-risers
Poets inherit water, wisdom and light

Beyond the seas there is a town!
One must build a boat...

* داداش/آبجی برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...

اسمت چندمین اسم آمریکاس؟

با رفتن به آدرس زیر میتونید ببینین که اسمتون از نظر نامگذاری بین افراد آمریکایی در چه رتبه ایه.. اطلاعات دیگه ای هم در مورد اسمتون به شما میده..

کلیک کنید

با تشکر از http://www.eng-ramshir.blogfa.com

کلمات اختصاری مخفف چه چیزی هستند؟

سلام..

توی این پست سایتی رو بهتون معرفی میکنم که میتونین با زدن کلمات اختصاری بدونین که اون اختصار مخفف چه چیزیه.. اگه اون کلمه اختصار مخفف چند ترکیب مختلف کلمه باشه همه موارد رو براتون نشون میده..

برای بازدید از سایت مربوطه روی لینک زیر کلیک کنید:

چی مخفف چیه؟!

* البته در قسمت پیوندهای وبلاگ هم پیوندی با عنوان "چی مخفف چیه؟!" شما رو به همین سایت هدایت میکنه..

کاربرد حروف در املای اعداد در زبان انگلیسی (letters usage in numbers spelling in english language)

این هم یه مطلب جالب و خوندنی در مورد املای اعداد تو زبان انگلیسی.. جالبه..

- حروف a، b، c، d در املای هیچ یک از اعداد 1 تا 100 دیده نمی شود!!!

- حرف d برای اولین بار در املای عدد 100 به کار رفته است!!! (hundred)

- حرف a، b، c در املای هیچ یک از اعداد 1 تا 999 دیده نمی شود!!!

- حرف a برای اولین بار در املای عدد 1000 دیده می شود!!! (thousand)

- حرف b و c در املای هیچ یک از اعداد 1 تا 999999999 دیده نمی شود!!!

- حرف b برای اولین بار در املای عدد یک بیلیون به کار رفته است!!! (billion)

- حرف c در املای هیچ یک از اعداد به کار نرفته است!!!

سوره حمد به زبان انگلیسی و ترجمه آن (Hamd chapter into english language & it's translation)

این پست رو اختصاص دادم به درج انگلیسی و ترجمه سوره حمد...

In the name of  Allah       

به نام خداوند رحمتگر مهربان

1- Praise be to God, Lord of the universe

الحمد لله رب العالمین

2- Most gracious, Most merciful

 الرحمن الرحیم

3-  Master of the day of judgment

مالک یوم الدین

4-  We worship you, we ask you for help only

ایاک نعبد و ایاک نستعین

5-  Guide us in the right path

اهدنا صراط المستقیم

6-  The path of those you blessed, not of those who have deserved wrath, nor of the stayers

صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لضالین

آموزش زبان انگلیسی واقعی (به معنای حقیقی) (real english learning)

برای اینکه انگلیسی را خوب متوجه بشویم باید انگلیسی واقعی را یاد بگیریم، یعنی اصطلاحاتی که

باید مثلا صد صفحه از کتابهای آموزشگاهی را ورق بزنیم و جلو بریم تا به یکی دو تاشون بر بخوریم.

به عنوان مثال در کتاب های آموزشگاهی ما یاد میگیریم که سلام و احوالپرسی اینطوریه:

A: Hello

B: hello, how are you

A: fine, thanks, and you?

and . . . . .

در صورتیکه اصلا انگلیسی زبان ها این طوری با هم سلام و احوالپرسی نمی کنند!!!!

پس چطوری احوالپرسی می کنند، وقتی به هم می رسند؟

این طوری:
Joe: Hello/Hi.

Eric: Hey Joe, this is Eric.

Joe: Oh hey Eric, Whatsap (What's up)? How’s it goin’ (going)?

Eric: It’s goin’ (going) well. How ‘bout (about) yourself?

Joe: Yeah, I’m doin’ (doing) really well.

Eric: Great.

همانطورکه مشاهده می کنید نه تنها شیوه شان فرق می کند بلکه در انگلیسی گفتاری، آنها نیز

مانند فارسی زبانان کلمات را می شکنند و به هم می چسبانند، به همین دلیل است که

وقتی به صحبت هایشان مثلا در فیلم ها گوش می دهیم چیزی متوجه نمی شویم، چون در

حقیقت داریم به انگلیسی واقعی گوش می دهیم نه به آن چیزی که در کتابها آموخته ایم.
Whatsap? = What’s up?          چه خبر؟

how’s it goin’?        اوضاع واحوال چطوره؟

goin = going

It’s goin’ well.        .همه چی ردیفه

How ‘bout yourself?

bout = about

Yeah, I’m doin’ really well.              .خیلی خوبم، اوضاع روبراهه

Yeah = yes

Doin = doing

Y’know = you know
پس باید با تمرین و ممارست بیشتر و بهره گیری از فیلمها و سایر ادوات آموزشی زبان انگلیسی در این زمینه پیشرفت کنید و انگلیسی واقعی را فرا بگیرید.
* عزیز، این یکی فرق داره... بعد از خوندن این پست برای شادی روح همه اموات و طلب آمرزش واسشون حتما فاتحه بخون...

گستره جغرافیایی زبان انگلیسی

توی این پست یه سری اطلاعات در مورد تعداد مکالمه کنندگان به زبان انگلیسی براتون میذارم. مطالب این پست از سایت ویکی پدیا درج شده..

انگلیسی، زبان مادری نزدیک به ۳۷۵ میلیون نفر در دنیا است. پس از زبان چینی ماندارین واسپانیایی، انگلیسی سومین زبان دنیا از نظر تعداد سخنوران است. اما اگر تعداد کسانی که زبان مادری آن‌ها انگلیسی است و آن‌هایی که تنها به این زبان سخن می‌گویند را با هم بشماریم، آنگاه می‌توان گفت که انگلیسی پرکاربردترین زبان در سطح جهان است. البته اگر با مجموعهٔ زبانهای چینی مقایسه شود ممکن است که در جایگاه دوم قرار گیرد. (این بسته به این است که در دسته بندی میان گویش و زبان تفاوت در نظر بگیریم یا خیر)

بر پایهٔ آمار سال ۲۰۰۶ کشورهای با بیشترین جمعیت سخنوران مادری انگلیسی از جمعیت بیشتر به کمتر عبارتند از: ایالات متحده آمریکا ۲۵۱ میلیون، بریتانیا ۶۱ میلیون، کانادا ۱۸.۲ میلیون، استرالیا ۱۵.۵ میلیون، نیجریه ۴ میلیون، ایرلند ۳.۸ میلیون، آفریقای جنوبی ۳.۷ میلیون و زلاندنو ۳.۶ میلیون نفر.

انگلیسی زبان رسمی ایالات متحده نیست و دولت فدرال آمریکا هیچ زبان رسمی را معرفی نکرده‌است ولی ۳۰ ایالت از ۵۰ ایالت آن انگلیسی را به عنوان زبان رسمی پذیرفته‌اند.

سوره قدر به زبان انگلیسی و ترجمه آن (Ghadr chapter into english language & it's translation)

این پست رو اختصاص دادم به درج انگلیسی و ترجمه سور قدر...

In the name of  Allah     

    به نام خداوند رحمتگر مهربان

1- Surely We revealed it on the grand night.    

   ما [قرآن را] در شب قدر نازل كرديم.

2- And what will make you comprehend what the grand night       

.و از شب قدر، چه آگاهت كرد

3- The grand night is better than a thousand months.     

  .شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است

4- The angels and Gibreel descend in it by the permission of their Lord for every affair,

در آن [شب‏] فرشتگان‏، با روح‏، به فرمان پروردگارشان‏، براي هر كاري [كه مقرّر شده است‏] فرود آيند؛

5- Peace! it is till the break of the morning.      

آن شب‏ تا دمِ صبح‏، صلح و سلام است.

OK چیست و چگونه به وجود آمد؟ (?What is OK and how it created)

واژه «اوكی» امروزه یكی از پركاربردترین واژه‌ها در بسیاری از زبان‌هاست و از نظر گسترش در سطح جهانی، جزو بین‌المللی‌ترین واژه‌ها به‌شمار می‌رود. واژه اوكی از كجا آمده؟ آیا روزی به‌طور اتفاقی این واژه به ذهن یك نفر خطور كرد و بعد هم همه شروع به استفاده از آن كردند و بعد هم جهانگیر شد؟

كتابی نوشته «َلِن مِت‌كالف» كه به تازگی در این مورد درآمده راهگشای پاسخ به این پرسش‌هاست. مت‌كالف در این كتاب كه «اوكی: قصه عجیب برترین واژه» نام دارد مدعی می‌شود كه «اوكی» برترین ابداع انگلیسی‌زبانان است. این مدعا البته سوال‌برانگیز است. «اوكی» چطور می‌تواند یك ابداع باشد؟ و آیا این واژه كوچك می‌تواند از موزیك جاز، بیس‌بال و تلفن برتر باشد؟ در واقع پاسخ بله است.

مت‌كالف در جست‌وجو های خود برای یافتن نخستین استفاده از كلمه اوكی به گوشه‌ای گمنام از یك روزنامه چاپ بوستون در تاریخ ۲۳ مارچ ۱۸۳۹ رسیده‌است. بنا بر تحقیقات این نویسنده، داستان واقعی «اوكی» از این قرار است: محبوب‌ترین واژه دنیا، زندگی خود را به عنوان یك شوخی آغاز كرد. روزنامه‌های آمریكایی در اواخر دهه ۱۸۳۰ به شكل تمسخرآمیزی كاری را شروع كرده بودند و مخفف‌های مثلا جالب را چاپ می‌كردند و یك مقاله‌نویس در روزنامه «بوستون مورنینگ پست» هم به عنوان یكی از این شوخی‌ها،  مخففی ساخت به  شکل «.o.k».  وی برای ساخت این مخفف، شكلی نادرست از كلمه «all correct» به معنی (تماما صحیح) را به صورت «oll korrect»  در نظر گرفت و دو حرف اول آن را به صورت «.o.k»  مخفف كرد. زمانی از این شوخی نگذشته بود كه دشمنان اندرو جكسون، هفتمین رئیس‌جمهور ایالات متحده شایعه‌ای به‌راه انداختند كه این رئیس‌جمهور، سواد درست خواندن و نوشتن ندارد و به عنوان شاهد این مدعا گفتند كه وی اگر سواد داشت اجازه نمی‌داد كلمات غلطی مانند «اوكی» در رسانه‌های كشور چاپ شود. همین، آغاز شهرت و رواج اوكی بود. چیزی نگذشت كه متصدی‌های تلگراف قرار گذاشتند تا برای اعلام وضعیت رفع خطر یا همان وضعیت عادی، از O.K. استفاده كنند و پس از آن دیگر كسی نتوانست جلوی رواج روزافزون آن را بگیرد.

اما جذابیت بزرگ این كلمه كوچك در چه نهفته است؟ الن مت‌كالف در كتاب خود سعی می‌كند چند توضیح در این زمینه ارائه كند. به گفته او خوش‌آوایی این واژه، قابل تلفظ بودن آن در تقریبا همه زبان‌ها، كوتاهی و سادگی تضاد حالت مونث o با حالت مذکر  همه باعث این گیرایی شده‌ است.

کلیپ آموزش ماهها در زبان انگلیسی (learning months in english language)

این پست اختصاص به کلیپی برای آموزش ماههای میلادی دارد که با کلیک بر لینک زیر می توانید آن را مشاهده کنید.

http://www.farjadnasab.persiangig.com/video/months.swf

کلیپ آموزش اعداد در زبان انگلیسی (learning numbers english language)

در این قسمت کلیپی برای آموزش اعداد انگلیسی قرار داده ایم که با کلیک بر لینک زیر می توانید آن را مشاهده کنید.

http://www.farjadnasab.persiangig.com/video/numbers.swf

کلیپ آموزش الفبای انگلیسی (learning english langauge alphabet)

در این پست کلیپی را برای آموزش الفبای انگلیسی برایتان قرار داده ایم. برای مشاهده کلیپ بر لینک زیر کلیک کنید.

http://www.farjadnasab.persiangig.com/video/alphabet_song.swf

تقویت گوش دادن در زبان انگلیسی (improving listening in english language)

شما به عنوان یک زبان آموز می دانید که مهارت گوش دادن در  یادگیری زبان انگلیسی از اهمیت بالایی برخوردار  است. راهکار های زیادی برای تقویت این مهارت وجود دارد؛ مانند گوش دادن به موسیقی، تماشای فیلم به زبان انگلیسی و یا شرکت در دوره های آموزش زبان انگلیسی. فرقی نمی کند که زبان انگلیسی را به طور مبتدی می آموزید یا حرفه ای؛ رمز موفقیّت در پشتکار و تمرین زیاد است. به این نکته توجه کنید که افزایش سطح در مهارت گوش دادن تنها برای شما سخت نیست. این مهارت معمولا سخت ترین مهارت برای کسانی است که زبان انگلیسی را به عنوان یک زبان خارجی یاد می گیرند. در آغاز راه ممکن است به علّت درک کم مکالمات احساس ناتوانی کنید. اما راه حل چیست؟

1.       این حقیقت را بپذیرید که شما قرار نیست در هنگام گوش دادن همه چیز را بفهمید.

2.       خونسرد باشید و به پشتکار خود ادامه دهید؛ ممکن است تا مدت زمان زیادی درک کمی از مکالمات داشته باشید و شنیدن و درک واژه ها برایتان دشوار باشد.

3.       وقتی به یک مکالمه زبان انگلیسی گوش می دهید تمایل زیادی دارید که کلمات و عباراتی را که از مکالمه می شنوید به زبان مادری ترجمه کنید، این تمایل در هنگام شنیدن کلمات نا آشنا بیشتر می شود. این عملکرد طبیعی است. ما هر چه را می شنویم می خواهیم معنی آن را هم بفهمیم. ولی تجربه ثابت کرده است که این کار به دلیل اینکه توجه ذهن را از تمرکز بر صحبت های گوینده باز می دارد؛ از این لحاظ مانعی بین شما و شخصی که صحبت می کند محسوب می شود.

4.       سعی کنید مطلب اصلی مکالمه را بفهمید و از تمرکز بر جزئیات خودداری کنید؛ اگر کلیات یک مکالمه را بفهمید حدس زدن جزئیات کار دشواری نخواهد بود.

  راهکارها :

  •  فیلم و برنامه های تلویزیونی به زبان انگلیسی تماشا کنید. فایده این تمرین این است که با فرهنگ، آدلب و رسوم، اصطلاحات، تعابیر عامیانه، ضرب المثل و لهجه مردم کشورهای انگلیسی زبان آشنا می شوید. اگر مبتدی هستید فیلم های انگلیسی را با زیر نویس تماشا کنید، و اگر سطحتان بالاتر است فیلم را بدون زیر نویس تماشا کنید. بهتر است از فیلم هایی استفاده کنید که در آنها مکالمات رایج و روزمره بیشتر است؛ مانند سریال های خانوادگی و یا فیلم های کمدی و از تماشای فیلم هایی که در آن گفت و گو ها در مورد موضوعی خاص و پیچیده است اجتناب کنید.
  •  موزیک به زبان انگلیسی گوش کنید. این یک راه لذت بخش برای تقویت مهارت گوش دادن خواهد بود. متن آهنگ ها را پیدا کنید و همراه با گوش دادن موزیک متن را بخوانید.
  • به مکالمه ای (اخبار انگلیسی، فیلم، تلویزیون و ...) گوش دهید و آن مکالمه را (یا حداقل آنچه را که می شنوید) روی کاغذ بنویسید .

  نکات مهم :

  • اگر احساس می کنید که مکالمه هایی که می شنوید برای شما آسان است، به طرف مکالمه های سخت تر بروید.
  • به مکالمه  های  که بالاتر از سطح شماست و خیلی سخت است گوش ندهید.
  • دامنه لغات خود را افزایش دهید. یادگیری لغات و اصطلاحات جدید برای تقویت تمام مهارت های زبانی (گوش کردن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن) لازم است.
  • از مواد آموزشی مخصوص تقویت گوش دادن استفاده کنید. نرم افزارها، فیلم ها، کارتون ها و فایل های صوتی زیادی هستند که می توانید استفاده کنید. همچنین سایت های زیادی در اینترنت وجود دارند که مواد آموزشی مناسب برای تقویت مهارت های شنیداری ارائه می دهند.            

تقویت نوشتن در زبان انگلیسی (improving writing in english language)

سلام..

همونطور که میدونین آموزش زبون انگلیسی چهار دسته کلی رو شامل میشه که عبارتند از نوشتن, خوندن, صحبت کردن و گوش دادن.

برای اینکه تو قسمت نوشتار زبان انگلیسی پیشرفت کنین باید مثل یاد گرفتن تمام چیزای دیگه تمرین زیاد داشته باشین. سعی کنین از هر فرصتی که گیر میاد برا نوشتن به زبون انگلیسی استفاده کنین. مایوس نشین و با خودتون نگین که ای بابا چه کاریه من که هیچ لغتی بلد نیستم. با هر دامنه لغتی که دارین میتونین بهترین نوشته ها رو بنویسین. خودتون رو باور کنین و تمرین داشته باشین. یه راه حل خوب میتونه ایجاد تصاویری از یه ماجرا توی ذهن باشه. یعنی داشتانی رو تو ذهنتون خلق کنین و اون رو به قلم بیارین و جاهایی هم که لغت مربوط رو نمیدونین نگران نشین و سعی کنین با تغییر دادن داستان جمله هاتون رو کامل کنین.

راه دیگه اینه که چند تا لغت که میخایین یاد بگیرین رو لیست کنین و با استفاده از اونا سعی کنین و شروع به نوشتن یه انشا بکنین.

کلن با تمرین زیاد میتونین این قسمت از زبون انگلیسی رو در خودتون پیشرفت بدین. ضمنا زیاد به قسمت گرامری جملات گیر ندین چون ممکنه در اون خب اشکالاتی باشه. مهم ریتم کلیه نوشتن هست که رفته رفته با نوشتن های مکرر به خوبی به اون مسلط میشین و دفعات بعد خیلی راحتتر میتونین با لغات ارتباط داشته باشین و اونا رو مکتوب کنین.

موفق باشین..

متن فارسی و انگلیسی "گفت و گو با خدا" نوشته رابیندرانات تاگور

این پست رو اختصاص دادم به متن "گفت و گو با خدا" نوشته رابیندرانات تاگور...

امیدوارم لذت ببرین... واقعا عالیه...

THE INTERVIEW WITH GOD

I dreamed I had an interview with God.
“So you would like to interview me?” God asked.
“If you have the time” I said.
God smiled. “My time is eternity.”
“What questions do you have in mind for me?”
“What surprises you most about humankind?”
God answered...
“That they get bored with childhood,
they rush to grow up, and then
long to be children again.”
“That they lose their health to make money...
and then lose their money to restore their health.”
“That by thinking anxiously about the future,
they forget the present,
such that they live in neither
the present nor the future.”
"That they live as if they will never die,
and die as though they had never lived.”
God’s hand took mine
and we were silent for a while.
And then I asked...
“As a parent, what are some of life’s lessons
you want your children to learn?”
“To learn they cannot make anyone
love them. All they can do
is let themselves be loved.”
“To learn that it is not good
to compare themselves to others.”
“To learn to forgive
by practicing forgiveness.”
“To learn that it only takes a few seconds
to open profound wounds in those they love,
and it can take many years to heal them.”
“To learn that a rich person
is not one who has the most,
but is one who needs the least.”
“To learn that there are people
who love them dearly,
but simply have not yet learned
how to express or show their feelings.”
“To learn that two people can
look at the same thing
and see it differently.”
“To learn that it is not enough that they
forgive one another, but they must also forgive themselves.”
"Thank you for your time," I said humbly.
"Is there anything else
you would like your children to know?"
God smiled and said,
“Just know that I am here... always.”

گفت و گو با خدا

در رویاهایم دیدم که با خدا گفت و گو می کنم. خدا پرسید: پس تو می خواهی با من گفت و گو کنی؟ من در پاسخش گفتم: اگر وقت دارید. خدا خندید و گفت: وقت من بی نهایت است.
در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی؟ پرسیدم: چه چیز بشر, شما را سخت متعجب می سازد؟ خدا پاسخ داد: کودکی شان. اینکه آنها از کودکی شان خسته می شوند، عجله دارند که بزرگ شوند. و بعد دوباره پس از مدت ها، آرزو می کنند که کودک باشند... اینکه آنها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول به دست آورند و بعد پولشان را از دست می دهند تا دوباره سلامتی خود را به دست آورند. اینکه با اضطراب به آینده می نگرند و حال را فراموش کرده اند و بنابراین نه در حال زندگی می کنند و نه در آینده.
اینکه که آنها به گونه ای زندگی می کنند که گوئی هرگز نمی میرند و به گونه ای می میرند که گوئی هرگز زندگی نکرده اند. دستهای خدا دستانم را گرفت برای مدتی سکوت کردیم و من دوباره پرسیدم به عنوان یک پدر می خواهی کدام درس های زندگی را فرزندانت بیاموزند؟ او گفت: بیاموزند که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد، همه کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خودشان دوست داشته باشند. بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند، بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم های عمیقی در دل آنان که دوستشان داریم ایجاد کنیم, اما سالها طول می کشد تا آن زخم ها را التیام بخشیم. بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد، بلکه کسی است که به کمترین ها نیاز دارد. بیاموزند که آدمهایی هستند که آنها را دوست دارند فقط نمی دانند که چگونه احساساتشان را نشان دهند، بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
بیاموزند که کافی نیست فقط آنها دیگران را ببخشند، بلکه آنها باید خود را نیز ببخشند. من با خضوع گفتم: از شما به خاطر این گفت و گو متشکرم, آیا چیز دیگری هست که دوست دارید فرزندانتان بدانند؟ خداوند لبخند زد و گفت: فقط اینکه بدانند من اینجا هستم، همیشه.

22 نکته مهم در یادگیری زبان انگلیسی (twenty two important thing in learning english)

از اونجا که آموزش زبان انگلیسی روز به روز مهم و مهمتر میشه 22 نکته مهم رو در خصوص یادگیری زبان انگلیسی براتون میذارم تا مدنظر داشته باشین...

1- نداشتن هدف روشن برای یادگیری، یکی از آفت هاست که البته معمولاً باعث ناامیدی هم می شود. برای خودتان اهدافی تعریف کرده وزمانی که به آن می رسید، برای خودتان تشویقی در نظر بگیرید.

2- خیلی افراد حسرت این را می خورند که چرا زودتر شروع به یادگیری نکردند؛ اما یادتان باشد مهم تر از شروع در کودکی، استفاده از روحیه کودکان در زمان آموختن است. اعتماد به نفس داشته باشید و از حداقل هایی که تا به حال آموخته اید نیز حتماً استفاده کنید، نا امید نشده و به راهتان ادامه دهید

3- در مورد استفاده از روش های مختلف زبان نیز دو اشتباه رایج وجود دارد. بعضی برای مدتی طولانی تنها از یک روش استفاده می کنند؛ برخی نیز دائم از یک روش سراغ روشی دیگر می روند. حرکت در مسیری میانه شاید مثمرثمرتر باشد.

4- بسیاری از افراد تصور می کنند که حتماً باید از کلاس های زبان بیرون استفاده کنند تا موفق شوند. واقعیت این است که چنین بایدی وجود ندارد اما خب، نکته ای که وجود دارد این است که داشتن همراه در زمان یادگیری می تواند انگیزه را تا حدی تقویت کرده و به شما انرژی برای ادامه مسیر را بدهد.

5- اگر قرار باشد همیشه به آن بخش هایی که هنوز یاد نگرفته اید فکر کنید، ناامیدی نتیجه منطقی ماجراست. سعی کنید همیشه نیمه پر لیوان را ببینید تا اعتماد به نفس لازم برای استفاده از آموخته ها را داشته باشید.

6- نگرانی از اشتباهاتی که ممکن است مرتکب شوید؛ اگر به پیدا کردن اشتباه باشد که شما هم می توانید از استادان زبان انگلیسی زمان صحبت کردن غلط بگیرید. یکی از موانع مهم بر سر راه آموختن زبان، تمرکز بر اشتباه نکردن است. در عوض تمرکز بر این موضوع سعی کنید تجربه کنید.

7- همیشه اطراف ما افرادی هستند که استاد آیه یأس خواندن هستند. در مورد آموزش زبان هم البته این افراد کوله باری از تجربیات شکست خورده دارند تا با گفتن آنها، حسابی شما را ناامید کنند. در زمان مواجهه با این افراد شاید بد نباشد کمی هم ناشنوا باشید.

8- سعی کنید برنامه های ثابت و روتین برای تمرین زبان بگذارید، اما یکی از گزینه های خوب برای تمرین که البته این آفت را هم ندارد، نوشتن خاطرات روزانه به انگلیسی است. هم تنوع خوبی دارد، هم تکراری نیست و هم می تواند بهانه ای باشد تا کلی لغت جدید یاد بگیرید.

9- خواندن چند صفحه مطلب به انگلیسی در مورد یک موضوع معمولاً جذابیت زیادی برای ما که انگلیسی زبان دوممان است، ندارد؛ باعث خستگی شده و معمولاً آن طور که باید هم نمی توانیم لغات جدید یاد بگیریم. در عوض خواندن چند مطلب کوتاه در مورد موضوعات متنوع می تواند هم جالب تر باشد و هم آموزنده تر.

10- در عوض اضافه کردن دائم تعداد لغاتی که یاد گرفته اید، سعی کنید از آنها در موارد مختلف استفاده کنید. یکی از نقاط ضعفی که بیشتر افراد دارند این است که نمی توانند جملات ساده و معمولی را به سرعت ساخته و از آن استفاده کنند.

11- اشتباهی که برخی افراد مرتکب آن می شوند این است که لغات را به شکل لغتنامه ای یاد می گیرند؛ هر لغت به صورت جداگانه و خارج از جمله. این کار باعث فراموش شدن سریع لغات شده و البته استفاده از آنها درجمله را نیز دشوار می سازد. سعی کنید لغات را در جمله و یا به صورت عبارت معنادار یاد بگیرید تا هم دیرتر فراموش کنید و هم بهتر بتوانید از آنها استفاده کنید.

12- فراموش نکنید که یادگیری زبان شامل مهارت های مختلفی از جمله گوش دادن، حرف زدن، خواندن و نوشتن است. برای بالا بردن قابلیت های خود دراین حوزه ها لازم است منابع شما نیز گسترده باشد. کتاب های آموزشی، داستان، روزنامه، مجله، فیلم، کارتون، اخبار و منابع اینترنتی از جمله مواردی هستند که می توانند به شما در آموختن کمک کنند.

13- استفاده از فیلم های زبان اصلی این روزها برای آموزش زبان زیاد شده است. زمانی دیدن فیلم برای تقویت گوش دادن می تواند مفید باشد که شما حداقل 60-50 درصد لغاتی که در فیلم استفاده می شود را بتوانید تشخیص دهید و گرنه چندان امیدی به این روش نداشته باشید

14- اگر قرار باشد دائم از دیکشنری انگلیسی به فارسی و برعکس استفاده کنید، مطمئن باشید که پیشرفت چندانی نکرده و شاید دایره لغات شما افزایش یابد اما معمولاً در استفاده از آن ناتوان خواهید ماند. از لغت نامه های انگلیسی به انگلیسی استفاده کنید و به ذهن خود اجازه دهید تا بدین ترتیب بین لغات مختلف بتواند رابطه برقرار کند.

15- واقعیت این است که تا زمانی که شما به زبان انگلیسی فکر نکنید نمی توانید به این زبان به خوبی صحبت کنید. سعی کنید گاهی اوقات برنامه ریزی های روزانه تان را به زبان انگلیسی انجام دهید و یا داستان هایی برای خودتان به این زبان تعریف کنید. زمانی هم که می خواهید صحبت کنید، سعی کنید حتی شده با ساده ترین لغات جملات خود را بسازید.

16- یکی از بهترین روش های یادگیری و شاید هم موثرترین آنها، این است که آنچه تا به حال یاد گرفته ایم را به دیگران یاد بدهیم. اگر بتوانید برای خودتان شاگرد پیدا کنید، فوق العاده است.

17- پشتکار یکی از این موضوعاتی است که افراد همیشه آن را دست کم می گیرند. نمونه بارز آن هم افرادی هستند که تا می بینند یادگیری سخت شده، سریع می گویند من استعدادش را ندارم. اما در بیشتر موارد این افراد تنها پشتکار آن را ندارند. یادتان باشد آموختن زبانی جدید نیاز به تمرین زیادی دارد، شاید برای سال ها، پس ادامه دهید و ناامید نباشید!

18- سعی کنید به روش های مختلف تمرین کنید تا برایتان تکراری نشود. نوشتن جملات و عبارات روی کاغذهایی کوچک و همراه داشتن آنها و خواندن در طول روز یکی از روش های رایج است. نوشتن این موارد روی کاغذ و چسباندن آن روی در یخچال، آیینه اتاق و نقاط دیگری که جلوی چشمان شما باشد از دیگر روش ها دراین زمینه می تواند باشد.

19- اگر قرار نیست امتحان تخصصی گرامر بدهید، بهتر است کلاً از این بخش صرف نظر کرده و اصلاً سراغ آن نروید. آخر خودتان انصاف دهید، شما برای یادگیری زبان فارسی مگر ابتدا دستور زبان یاد گرفته اید که حالا برای زبان انگلیسی سراغ گرامر رفته اید؟

20- روش اشتباه دیگری که وجود دارد این است که افراد جمله ای را به انگلیسی شنیده و سپس آن را تکرار می کنند. این کار معمولاً ذهن را چندان فعال نکرده والبته یادگیری زیادی به دنبال ندارد. در عوض این کار سعی کنید بعد از گوش دادن، جمله را با لغاتی که خودتان بلدید تکرار کنید، آن را خلاصه کرده و یا در مورد آن سؤالاتی بسازید.

21- معمولاً بسیاری از افراد به این نکته توجه ندارند که تلفظ برخی لغات، دیکته و حتی لغاتی که استفاده می شود، در بین ملیت های مختلفی که به زبان انگلیسی صحبت می کنند، با یکدیگر متفاوت است و البته بدون توجه به این نکته، از منابع مختلف استفاده می کنند.

22- این روزها که البته ارتباطات آسان تر شده و البته امکان سفر هم بیشتر، اگر بتوانید برای خودتان موقعیت هایی را فراهم کنید تا با افرادی که فارسی بلد نیستند، انگلیسی صحبت کنید، تمرین خوبی است.

جملات زیبای انگلیسی1 با معنی فارسی (beautiful english sentences1)

بنا به درخواست یکی از بازدیدکنندگان محترم تعدادی جملات زیبای انگلیسی رر به همراه معانی فارسی براتون میذارم.

The spaces between your fingers were created so that another’s could fill them in.

فاصله بین انگشتان برای این ایجاد شده است که انگشتان فرد دیگری آن فاصله را پر کند.

Love is blind — marriage is the eye-opener.

عشق چشم را می بندد اما ازدواج چشم را باز می کند.

Love is like a war:Easy to begin Hard to end!

عشق همچون جنگ است: آسان شروع می شود سخت تمام می شود.

I get the best feeling in the world when you say hi or even smile at me because I know, even if its just for a second, that I’ve crossed your mind.

بهترین احساس زمانی به من دست می دهد که به من سلام می کنی یا لبخندی میزنی حتی اگر برای ثانیه ایی، چرا که می فهمم یرای لحظه ای به ذهنت خطور کرده ام.

Love my EYES when u look into them

I love my NAME when u say it

I love my HEART when u love it

I love my life when you are in it

چشامو وقتی تو بهشون نگاه میکنی دوست دارم

اسممو وقتی دوست دارم که تو صداش میکنی

قلبمو وقتی دوست دارم که تو دوسش داشته باشی

زندگیم رو وقتی دوست دارم که تو توش هستی

We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less.

بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم.

Don't wait until people are dead to give them flower.

برای دادن گل به دیگران منتظر مراسم تدفین آنها نباشین.

True love never dies, even if you have found a new love, the sweet memory of the past will continue to hunt you for the rest of your life.

عشق واقعی هیچگاه پایانی ندارد حتی اگر عشق جدیدی پیدا کنید, خاطرات شیرین گذشته در ادامه زندگی همیشه همراه شما خواهد بود.

Love is wide ocean that joins two shores.

عشق اقيانوس وسيعي است که دو ساحل رابه يکديگر پيوند ميدهد.

امیدوارم خوشتون اومده باشه.

یادگیری زبان, از ادعا تا واقعیت (english learning, from claim to truth)

میخام براتون از واقعیت های تبلیغ آموزش زبان براتون بگم. اینجا توجه شما رو به بعضی از این تبلیغ های دروغین جلب میکنم:

***تبلیغات رایج در جراید و بازار زبان***

یادگیری مکالمه انگلیسی و کلیه زبانهای زنده دنیا فقط در یک ماه

مکالمه انگلیسی در یه هفته

روش اعجاب انگیز آموزی زبان انگلیسی

در خواب زبان بیاموزید

ما تافل و ایلتنس شما را تضمین می کنیم

انگلیسی به روش ما

انگلیسی با روش استثنایی دکتر

انگلیسی با اساتید آمریکایی

انگلیسی به روش مهندس

انگلیسی تضمینی

***و اما واقعیت موضوع***

همه تبلیغات بالا دروغ و کذبه. البته با این توضیحات نمیخوام کسی رو دلسرد کنم یا اینکه همه از زبان بیزار بشن. اما اینکه کسی بتونه تو یه ماه یا چند دقیقه زبانی رو یاد بگیره غیر منطقیه. یادگیری زبان جدا از عوامل و امکانات بیرونی و مربی بستگی به میزان تلاش و تمرین فردی ما داره طوریکه تلاش ما حداقل 80 درصد تو یادگیری زبان جدید تاثیر داره تا اون بخش از مغز ما که تو یادگیری زبان جدید نقش داره فعال شه. پس گول تبلیغات الکی رو نخورین... همه حرفام رو تو ضرب المثل زیر میشه پیدا کرد:

Practice make perfect

کار نیکو کردن از پر کردن است

تفاوت های انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی (differences between British & American english)

در این قسمت تفاوتهای انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی رو بیان می کنیم تا این تفاوتها را بدانید. بايد بدانيد که اين تفاوتها جزئي بوده و در اثر يکپارچه شدن دنياي امروز اين تفاوتها روز به روز کمتر مي‌شوند.

در ادامه با برخي از تفاوتهاي ميان اين دو نسخه از زبان انگليسي آشنا مي‌شويد.

املاي کلمات

انگليسي بريتانيايي تمايل دارد که املاي بسياري از کلماتي که ريشه فرانسوي دارد را حفظ کند، در حاليکه آمريکايي‌ها بيشتر سعي مي‌کنند کلمات را همانطور که تلفظ مي‌کنند بنويسند. علاوه بر اين، آنها حروفي را که مورد نياز نيست حذف مي‌کنند. به مثالهاي زير دقت کنيد:

معنیAmerican EnglishBritish English
رنگ colorcolour
مرکز centercentre
افتخار honorhonour
آنالیز کردن analyzeanalyse
چک checkcheque
تایر tiretyre
علاقه favorfavour

اگر چه هر دو نسخه‌ي آمريکايي و بريتانيايي زبان انگليسي صحيح هستند، اما املاي آمريکايي معمولاً ساده‌تر است. بنابراين بهتر است بطور کلي از املاي آمريکايي استفاده کنيد، مگر اينکه بخواهيد براي خوانندگان بريتانيايي چيزي بنويسيد.

تلفظ

تلفظ‌ها و لهجه‌هاي گوناگوني در انگليسي محاوره‌اي وجود دارد که پرداختن به همه آنها در اینجا امکانپذير نيست. بنابراين تنها به تفاوتهاي اصلي بين دو نوع اصلي زبان انگليسي،‌ يعني انگليسي آمريکايي و انگليسي بريتانيايي اشاره مي‌کنيم:

صداي /r/ ممکن است در بعضي از کلمات انگليسي بريتانيايي رسا نباشد؛ مثلاً کلمات car، park، star و bark را در نظر بگيريد که در انها r بسیار خفیف تلفظ می شود. قاعده‌ي آن اينست که حرف r تنها وقتي که يک حرف صدادار بعد از آن بيايد تلفظ مي‌شود، مانند Iran، British و bring.

آمريکاييها تمايل دارند کلماتي که به «-duce» ختم مي‌شوند (مانند reduce، produce، induce و seduce) را به صورت /-du:s/ تلفظ کنند مثلا (پرودوس:produce). در انگليسي بريتانيايي اين اغلب کمي متفاوت است و به صورت /-dju:s/ تلفظ می شود. مثلا (پرودیوس: produce)

آمريکاييها تمايل دارند کلمات را با حذف حروف کاهش دهند. بعنوان مثال کلمه «facts» در انگليسي آمريکايي درست مثل «fax» تلفظ مي‌شود(حرف t تلفظ نمي‌شود).

گاهي حروف صدادار در انگليسي بريتانيايي حذف مي‌شوند. بعنوان مثال در هيچيک از کلمات «secretary» و «tributary» حرف a تلفظ نمي‌شود.

گاهي استرس کلمه در هر کدام از دو نسخه آمريکايي و بريتانيايي تفاوت دارد:

advertisement:

استرس در تلفظ آمریکایی قبل از t و در تلفظ بریتیش قبل از v است.

لغت

در جدول زير چند کلمه متداول بريتانيايي بهمراه معادل آمريکايي آن ارائه شده است:

معنيAmerican EnglishBritish English
آسانسور elevatorlift
شلوارpantstrousers
کاميون trucklorry
بنزينgasolinepetrol
متروsubwayunderground
آنتنantennaaerial
پاک‌کنeraserrubber
آپارتمانapartmentflat
جارختيclosetwardrobe
صف linequeue
پياده‌روsidewalkpavement

انشا نویسی در زبان انگلیسی (essay writing in englsih language)

سلام دوستان. خوبید ایشالا؟

تو این قسمت میتونین هر مطلب یا انشایی که دارید تو قسمت نظرات بنویسید. مطالب یا انشاتون میتونه در مورد هر موضوعی باشه. من مطالبتون رو عینا رو صفحه وبلاگ میذارم و زیرش اشتباهات املایی و گرامریتون رو می نویسم. اینطوری هم خودتون اشکالاتونو میفهمین و هم باعث میشه بقیه اون اشتباهات رو تکرار نکنن.

منتظر مطالب و انشاهاتون هستم...

یک ترانه دوست داشتنی1 (a lovely ballad1)

سلام. خوبین؟

امشب میخام یه ذره فضا رو عوض کنم و براتون یکی از ترانه های زیبای انگلیسی که سروده شل سیلوراستاین (Shel Silverstein) هستش رو بنویسم. موضوع این ترانه در مورد مادر هست. امیدوارم خوشتون بیاد. پیشنهاد میکنم حتما بخونینش, هم خودشو هم معنیشو.

Mama, I'll sing one song for you

I've sung my songs on dusty roads

,and dirty city sidewalks

,to sweating hard-eyed brakemen

.in the rail yards i rolled through

I've sung in blue wallpapered rooms

.to girls I played at loving

.Now mama ... I'll sing one song for you

Mama, let me tell you that I've never lost the memory

,of the tender things you told me

.and the gentle things you'd do

And though I've grown away

,and other arms reach out to hold me

.mama ... I'll sing one song for you

You say you'd like to have me here

,to help you through the winter

but you say it with a wistful smile

like you already knew

... that your boy is no good at staying

.still there's words that need saying

.And mama ... I've sung one sing for you

Tomorrow I'll be moving out

.on them dusty country backroads

Some sweating hard-eyed brakeman

.may hear a tune once or two

,And the girl in the blue wallpapered room

she'll ask where I been hiding

.And I'll tell I stopped and sang one song for you

مادر! ترانه ای می خوانم برای تو

ترانه هایم را در جاده های خاکی خوانده ام

در پیاده روی شهرهای کثیف

برای کارگران بی احساس

در مسیر خط آهنی که از آن می گذشتم.

در اتاق هایی که با کاغذ دیواری آبی رنگ خوانده ام

برای دخترانی که عاشق شان بودم.

حالا مادر ... ترانه ای می خوانم برای تو.

مادر! هرگز از یاد نبرده ام

خاطره ی حرف های دلنشین ات را

رفتار متین ات را

با آنها بالیده ام.

آغوش های دیگری هم مرا به خود خوانده اند

اما مادر! ... ترانه ای می خوانم برای تو.

میگویی از اینکه هستم خوشحالی

تا در زمستان کمک حالت باشم

اما این سخن را با لبخندی حسرت بار به زبان می آوری

گویی می دانی

که پسرت آدمی نیست که در جایی بند شود

اما من هنوز حرف هایی برای گفتن دارم.

مادر! ... ترانه ای می خوانم برای تو.

فردا می روم

در کوره راه های حومه شهر

شاید کارگر بی احساس که عرق می ریزد

ترانه ام را بشنود

و همین طور دختری در اتاقی با کاغذ دیواری آبی رنگ

خواهد پرسید کجا بودم

و من خواهم گفت, ماندم تا ترانه ای بخوانم برای تو.

چیکار کنم انگلیسی یاد بگیرم؟ (?what I do to learn english)

سلام دوستان...

ببخشید میخام بصورت عامیانه براتون بنویسم... (با اجازه!)

اینبار میخام کمی در مورد این که چجوری انگلیسی رو بهتر یاد بگیرین بهتون بگم!

قدم اول اینه که شما واقعا به این زبان علاقه داشته باشین و اینکه واقعا بخایین یادش بگیرین. هر چیزی همینطوریه روال یادگیریش. بدون اینکه ذوق و شوق داشته باشین برا یادگرفتن, شک نکنین وسط راه کم میارین و ادامه نمیدین. باید قوی باشین و فقط ارده تون رو بیشتر کنین.

زیاد سخت نیست شاید فقط اولاش سخت باشه یه مدت که ادامه بدین واقعا عاشقش میشین. راهش تمرین کردنه. باید مدام تمرین داشته باشین از هر لحاظ, جمله نویسی مرور لغتها, استفاده از تصاویر مختلف, استفاده از دیکشنری و هزارتا کار دیگه!!!خیلیلا اولش هیچ چی نمیدونستن اما خب کم کم راه افتادن و الان تنهایی گلیمشون رو از آب میکشن بیرون. پس شما هم میتونین. خودتون رو باور کنین. آخه این زبان یه چیز ماورایی نیست که, یه زبون معمولیه. فقط کلمات جابجا شدن. (راستی درمورد دیکشنری بگم که سعی کنین از دیکشنری استفاده کنین و بعد از اون از گوشی هاتون استفاده کنین. این کار ضرر نداره)

دیدن فیلم و گوش دادن به موسیقی هم میتونه مفید باشه. اما خب این رو برا اونایی که تازه شروع کردن توصیه نمیکنم. برا اونا استفاده از کتابهای پایه رو پیشنهاد میکنم و اینکه طبق برنامه منظمی کار بکنن.

پس علاقه داشته باش و قوی باش و تمرین کن و یاد بگیر و لذت ببر (به قول خودمون حظ کن!)

روشهای یادگیری لغات انگلیسی (english vocabulary learning methods)

روشهای مختلفی برای یادگیری لغات انگلیسی پیشنهاد می شود که موارد زیر از آن جمله اند:

1) انشا نویسی:

از روشهایی که برای یادگیری لغات انگلیسی میتواند به کار رود نوشتن مطالبی انشا گونه و استفاده از لغات جدید در آن نوشته می باشد. شخص با به کارگیری آن لغات در مطلب خود و به خاطر سپردن وقایع و مفاهیم انشا عملا لغات جدید به کار رفته در آن را هم به خاطر می سپارد. لغات دشوارتر را می توان دوباره در جمله سازی های مختلف به کار برد تا تکرار بیشتری در مغز برای آن لغات صورت گیرد.

2) تکرار:

با استفاده از به خاطرسپاری و مروز روزانه لغات می توان آنها را به حافظه بلند مدت منتقل کرد. به این صورت که لغات جدید در برگه ها و یا دفترچه یادداشتی نوشته شود و هر روز به ترتیب مرور شود. این روش به آن دلیل مفید است که می توان لغات را که در برگه ها و یا دفترچه یادداشت نوشته شده است, در هر موقع و مکانی که میسر است, مرور و یادآوری کرد. شخص وقتی احساس کند که لغتی تقریبا بطور کامل در مغز بایگانی شده است می تواند آن را از فهرست لغات حذف کند. البته باید در زمان آتی که طبق نظر خود شخص مشخص می شود, مرور دوباره ای بر آن لغات داشته باشد.

3) تصویر سازی:

می توان با ایجاد تصاویر گوناگون برای هر لغت در به خاطر سپردن آن لغت به مغز کمک کرد. بر فرض مثال برای لغت statue که به معنی مجسمه می باشد, می توان یکی از مجسمه های معروف شهر را به خاطر سپرد و هنگام دیدن این لغت و یادآوری آن تصویر, معنای واژه را درک کرد.

4) مطالعه آزاد:

مطالعه کتب, مجلات, روزنامه و سایر نوشته ها می تواند از دیگر روشهای یادگیری لغات جدید باشد. مثال شاخص از این روشها خواندن کتابهای داستان که بطور عامیانه کتب stage خوانده میشود, می باشد. این کتابها در سطوح مختلف تالیف شده و افراد با توجه به سطح خود می توانند از این کتب انتخاب کرده و با خواندن آنها در فراگیری لغات جدید به خود کمک کنند.

5) دسته بندی:

این روش به این صورت است که فرد دسته بندی خاصی برای هر گروه از لغات مختلف منظور کند. یعنی در لیست مربوط به هر یک از دسته های در نظر گرفته شده, لغات مربوط به همان حوزه را بنویسد. این کار در به خاطر سپردن لغات و دسته های مختلف کمک شایانی به شما خواهد کرد.