تقویت نوشتن در زبان انگلیسی (improving writing in english language)

سلام..

همونطور که میدونین آموزش زبون انگلیسی چهار دسته کلی رو شامل میشه که عبارتند از نوشتن, خوندن, صحبت کردن و گوش دادن.

برای اینکه تو قسمت نوشتار زبان انگلیسی پیشرفت کنین باید مثل یاد گرفتن تمام چیزای دیگه تمرین زیاد داشته باشین. سعی کنین از هر فرصتی که گیر میاد برا نوشتن به زبون انگلیسی استفاده کنین. مایوس نشین و با خودتون نگین که ای بابا چه کاریه من که هیچ لغتی بلد نیستم. با هر دامنه لغتی که دارین میتونین بهترین نوشته ها رو بنویسین. خودتون رو باور کنین و تمرین داشته باشین. یه راه حل خوب میتونه ایجاد تصاویری از یه ماجرا توی ذهن باشه. یعنی داشتانی رو تو ذهنتون خلق کنین و اون رو به قلم بیارین و جاهایی هم که لغت مربوط رو نمیدونین نگران نشین و سعی کنین با تغییر دادن داستان جمله هاتون رو کامل کنین.

راه دیگه اینه که چند تا لغت که میخایین یاد بگیرین رو لیست کنین و با استفاده از اونا سعی کنین و شروع به نوشتن یه انشا بکنین.

کلن با تمرین زیاد میتونین این قسمت از زبون انگلیسی رو در خودتون پیشرفت بدین. ضمنا زیاد به قسمت گرامری جملات گیر ندین چون ممکنه در اون خب اشکالاتی باشه. مهم ریتم کلیه نوشتن هست که رفته رفته با نوشتن های مکرر به خوبی به اون مسلط میشین و دفعات بعد خیلی راحتتر میتونین با لغات ارتباط داشته باشین و اونا رو مکتوب کنین.

موفق باشین..

حروف و صداهای ترکیبی در زبان انگلیسی (combinational letters & sounds in english language)

زبان انگليسي داراي 26 حرف بوده, كه 5 حرف (a , e , i , o , u) صدادار, دو حرف (y , w) نيمه صدادار و بقيه كه 19 حرف مي باشد بي صدا مي باشد.

حروف تركيبي:

عبارت از حروفي اند كه از تركيب دو يا چندين حرف تشكيل شده و آواز به خصوصي را مي دهند كه عبارت اند از:

ch : (چ), مانند: chair

ph : (ف), مانند: telephone

kh : (خ), مانند: خانه >>> khaneh

gh : (ق – غ), مانند: قند >>> ghand

Sh : (ش), مانند: she

zh : (ژ), مانند: مزده >>> Mozhdeh

gh : (ف), مانند: laugh

th : (ث – ذ), به ترتیب مانند third و these

tion : (شن), مانند: nation

sion : اگرپیش از حرف s یكی از حروف صدادار باشد صدای(ژن) و در غیر این صورت با صدای (شن) تلفظ می شود. به ترتیب مانند: decision و tension

tu : (چ), مانند: picture

ee : (ای كشیده), مانند: need

oo : (او كشیده یا اُ کوتاه), به ترتیب مانند: afternoon و book

ou : (اُوْ), مانند: out

ow : (اَوْ), مانند: now

با تشکر از tebyan.net

تلفظ حرف g در زبان انگلیسی1 (pronunciation of g letter in english language1)

این پست هم اختصاص به نحوه تلفظ حرف g دارد. امیدوارم استفاده کنید.

الف- اگر بعد از g یکی از حروف a - o - u به کار رود, صدای «گ» می دهد. مثل: garden (تلفظ کنید: گاردِن)

                                                                                                  guess (تلفظ کنید: گِس)

                                                                                                 *God (تلفظ کنید: گاد)

* یادآوری: کلمه God همیشه با حرف بزرگ شروع می شود.

ب- اگر بعد از g یکی از حروف e - y قرار گیرد, صدای «ج» می دهد و گاه صدای «گ» می دهد، مثل:  

                                                                                          gear  (تلفظ کنید: گییِر)

                                                                                          gymnastic (تلفظ کنید: جیمناستیک)

*** مطلب کاملتری در مورد تلفظ حرف g توی تاریخ یکم دی ماه 91 درج شده.. از طریق "نوشته های پیشین" و تاریخ "دی 1391" میتونین ازش بازدید کنین..

* تلفظ سایر حروف را از قسمت برچسب ها و برچسب "تلفظ" و یا از بخش آرشیو موضوعی و قسمت "تلفظ" مشاهده کنید..

تلفظ حرف c در زبان انگلیسی1 (pronunciation of c letter in english language1)

در این پست نحوه تلفط حرف c را درج می کنیم:

حرف c بنا بر حروفی که با آنها ترکیب می شود می تواند صداهای (س)، (ک)، (ش) و یا (چ) داشته باشد.

هرگاه قبل از یکی از حروف i ، y و e بیاید معمولاً صدای (س) می دهد، مثل:

city , face , race , bicycle , cell , cinema , ceiling

اگر c با یکی از ترکیبات ea، ، ie، iaو یا io بیاید، صدای (ش) می دهد، مثل:

delicious , social , ocean, ancient vivacious , precious

حرف c معمولاً در غیر این موارد بالا صدای (ک) دارد، مثل:

music , scientific , craft , cloth , tract

معمولاً c در آخر کلمات انگلیسی صدای (ک) می دهد. مثل: Arabic

حرف c غالباً بعد از حرف s تلفظ نمی شود. مثل:  scissors , scenery

ترکیب ch اصولاً صدای (چ) می دهد، مثل:

church , China , chips

اما اگر کلمة مزبور از زبان یونانی باشد صدای (ک) می دهد، مثل:

scheme , chorus , echo

و اگر کلمة مورد نظر از زبان فرانسه باشد صدای (ش) دارد مثل:
machine , chevalier
در برخی از کلمات مثل archduke , archbishop  صدای (چ) می دهد.

گاهی نیز اصلاً تلفظ نمی شود، مثل:

yacht , schism
ترکیب ck صدای (ک) می دهد، مانند:
rock , pack , packet

- یه نکته در مورد این پست بگم.. کپی این پست توی
21 آذرماه 91 هم درج شده.. قبلا این پست مطالب دیگه ای داشت ولی بعد از اینکه پست 21 آذر (که کاملتر از مطالب قبلی این پست بود) رو زدم مطالب قبلی این پست رو حذف کردم و مطالب پست 21 آذر رو اینجا هم زدم.. پس این پست دوبار توی وبلاگ درج شده..
* تلفظ سایر حروف را از قسمت برچسب ها و برچسب "تلفظ" و یا از بخش آرشیو موضوعی و قسمت "تلفظ" مشاهده کنید..

اسامی با فعل مفرد و جمع در زبان انگلیسی (nouns with singular & plural verb in english language)

3 کلمه زیر همیشه با فعل مفرد به کار برده می شوند:

mathematics , money , news

مثال:

I'm glad that the news is good. .خوشبختم که اخبار خوب هستند یا هست

-------------------------------------------------------------------
کلمات زیر همیشه با فعل جمع به کار برده می شوند:

scissors: قیچی , people: مردم , clothes: لباس , riches: ثروت , wages: مزد , billiards: بیلیارد

مثال:

The scissors are lying on the table.     .قیچی روی میز است

اسامی غیرقابل جمع بسته شدن در زبان انگلیسی (اسامی ای که در انگلیسی جمع بسته نمی شوند)

موارد زیر حالت هایی هستند که نمی توانند به حالت جمع به کار برده شوند:

advice: نصیحت / information: اطلاعات / furniture: مبل / luggage: بار سفر / damage: صدمه

work: کار / character: شخصیت / hair: مو / bread: نان / fish: ماهی / fruit: میوه

grass: چمن / dozen: دوجین / hundred: صد / sheep: گوسفند / knowledge: علم

progress: پیشرفت / thunder: رعد / machinery: دستگاه

برای اینکه موضوع خوب مفهوم شود برای 3 مورد از کلمات مثال هم در زیر آورده ایم:

damage:

نباید مثال زیر را بنویسیم:

The fire caused many damages.

بلکه باید به صورت زیر بنویسیم:

The fire caused much damage. .آتش صدمه های زیادی به بار آورد

hair:

نباید مثال زیر را بنویسیم:

That man has long hairs.

بلکه باید به صورت زیر بنویسیم:

That man has long hair. .آن مرد موهای بلندی دارد

information:

نباید مثال زیر را بنویسیم:

Can you give me any informations?

بلکه باید به صورت زیر بنویسیم:
Can you give me any information? میتوانید به من اطلاعاتی دهید؟

شغل ها (مشاغل) در زبان انگلیسی2 (jobs in english language2)

پیش از این در یکی از پست ها تعدادی از مشاغل را به زبان انگلیسی بیان کرده بودیم. در این پست لیست کاملتری از مشاغل را درج می کنیم که امیدورام ازش اسفاده کنین.
شغل
معادل فارسی
شغل
معادل فارسی
actor
هنرپیشه مرد
actress
هنر پیشه زن
artist
هنرمند
captain
ناخدا
assistant
معاون
demarche
بخشدار
banker
بانکدار
dressmaker
خیاط زنانه
blacksmith
آهنگر
rancher
گله دار
boss
رئیس
gardener
باغدار
brigadier
سرتیپ
muezzin
موذن
caretaker
سرایدار
cameleer
ساربان
clerk
کارمند
cook
آشپز
coach
مربی
dentist
دندانپزشک
colonel
سرهنگ
carpenter
نجار
diver
غواص
rancher
چوپان
doctor
پزشک
house maker
خانه دار
doorkeeper
دربان
council
شورا
fireman
آتش نشان
writer
نویسنده
fisherman
ماهیگیر
waiter
گارسون
greengrocery
سبزی و میوه فروش
professor
استاد
guard
نگهبان
seller
فروشنده
guard man
مرد پاسدار
glassmaker
شیشه ساز
headmaster
مدیر مرد
headmistress
مدیر زن
judge
قاضی
housewife
زن خانه دار
lawyer
وکیل
painter
نقاش ساختمان
worker
کارگر
boatman
قایقران
mayor
شهردار
street sweeper
رفتگر
miner
معدنچی
minister
وزیر
nurse
پرستار
pilot
خلبان
officer
افسر
barber
آرایشگر مرد
photographer
عکاس
clergyman
روحانی
plumber
لوله کش
specialist
متخصص
player
بازیگر
footballer
بازیکن فوتبال
porter
باربر
butcher
قصاب
president
رئیس جمهور
watchmaker
ساعت ساز
prime minister
نخست وزیر
grocer
بقال
psychologist
روانشناس
operator
تلفنچی
reporter
خبر نگار.گزارشگر
merchant
تاجر
retired
بازنشسته
optician
عینکساز.چشم پزشک
sculptor
مجسمه ساز
calligrapher
خوشنویس، خطاط
sergeant
گروهبان
forester
جنگلبان
shopkeeper
مغازه دار
teacher
معلم
singer
خواننده
engineer
مهندس
soldier
سرباز
driver
راننده
speaker
سخنران
decorator
آذین گر
surgeon
جراح
army
نظامی
tailor
خیاط مردانه
baker
نانوا
tiller
سفالگر
governor
فرماندار
tourist
جهانگرد
student
دانش آموز
welder
جوشکار
repairman
تعمیرکار
 
 
farmer
کشاورز

با تشکر از davari55.blogfa.com

پرندگان در زبان انگلیسی (birds in english language)

در پست قبلی اسم حیوانات را در زبان انگلیسی قرار دادیم. در این پست اسامی پرندگان به زبان انگلیسی رو درج می کنیم.

نام

معادل فارسی

نام

معادل فارسی

eagle

عقاب

canary

قناری

dove

کبوتر، فاخته، قمری

condor

کرکس آمریکایی

sparrow

گنجشک

finch

سهره

hawk

شاهین، قوش

jay

زاغ کبود

pigeon

کبوتر

kingfisher

مرغ ماهیخوار

crow

کلاغ

nightingale

بلبل

falcon

باز، قوش، شاهین

pelican

پلیکان

owl

جغد

quail

بلدرچين

goose

غاز (ماده)

robin

سینه سرخ

hummingbird

مرغ مگس خوار

starling

سار

vulture

کرکس

swallow

پرستو، چلچله

duck

اردک، مرغابی

wren

چکاوک

woodpecker

دارکوب

quail

بلدرچین

turkey

بوقلمون

heron

حواصیل، ماهیخوار

penguin

پنگوئن

stork

لک لک

ostrich

شترمرغ

flamingo

فلامینگو

swan

قو

crane

ماهیخوار

parrot

طوطی

chick

جوجه

peacock

طاووس

rooster

خروس

quail

بلدرچین

hen

مرغ

mynah

مرغ مینا


با تشکر از davari55.blogfa.com

حیوانات در زبان انگلیسی (animals in english language)

این پست رو اختصاص دادم به معنی انگلیسی اسم حیوانات... امیدوارم مفید باشه...

با تشکر از davari55.blogfa.com

نام

معادل فارسی

نام

معادل فارسی

bull

گاو نر

fox

روباه

cow

گاو ماده

bear

خرس

calf

گوساله

polar bear

خرس قطبی

horse

اسب

koala bear

کوالا

mule

قاطر

panda

خرس پاندا

pony

اسب کوتاه

wolf

گرگ

donkey

الاغ

tiger

ببر

sheep

گوسفند

lion

شیر

lamb

بره

leopard

پلنگ

goat

بز

hyena

کفتار

kid

بزغاله

elephant

فیل

pig

خوک، گراز

zebra

گورخر

sow

ماده خوک بالغ

giraffe

زرافه

piglet

بچه خوک

buffalo

بوفالو

cat

گربه

camel

شتر

dog

سگ

raccoon

راکون

mouse

موش

skunk

راسو

bat

خفاش

beaver

سگ آبی

squirrel

سنجاب

boar

گراز نر

chipmunk

سنجاب راه راه

possum

صاریغ

rabbit

خرگوش

kangaroo

کانگورو

moose

گوزن شمالی

porcupine

جوجه تیغی

buck

گوزن نر، خرگوش نر

mole

موش کور

نقل قول مستقیم و غیرمستقیم در زبان انگلیسی (direct & indirect quotation in english language)

در این پست در مورد نقل قولهای امری در زبان انگلیسی مطالبی را قرار داده ایم.

تذكر: در انگليسي سه نوع نقل قول وجود دارد كه عبارتند از نقل قولهاي خبري, سوالي و امري. ولی ما در اینجا تبدیل نقل قولهای امری را بیان می کنیم.

به طور کلی دو نوع نقل قول داریم که در زیر بیان شده است.

الف) نقل قول مستقيم:

چنانچه گفتار شخصي را عيناً و بدون تغيير بيان كنيم از نقل قول مستقيم استفاده كرده ايم. در اين حالت عين گفتار شخص داخل "  " قرار مي گيرد و قبل از آن كاما بكار مي رود.

The teacher told us, "Listen to me carefully".

Ali told me, "Don't open the door".

ب) نقل قول غير مستقيم:

اگر گفتار شخصي را با تغييراتي بيان كنيم به نحوي كه مفهوم گفتار وي تغيير نكند اين نوع نقل قول را نقل قول غير مستقيم گويند. در اين حالت به كاما و گيومه ها احتياج نيست.

تبديل نقل قولهاي مستقيم امري به غير مستقيم

براي تبديل نقل قولهاي مستقيم امري به غير مستقيم به صورت زير عمل مي كنيم:

1)      در نقل قولهاي مستقيم امري مثبت:

در اين گونه از نقل قولها كاما و گيومه ها را برداشته و قبل از شكل ساده فعل از to  استفاده مي كنيم.

 The teacher told us, "Listen to me carefully".

The teacher told us to listen to him carefully.

تذكر: در تبديل نقل قولهاي مستقيم به غير مستقيم گاهي ضماير تغيير مي كنند .

2)      در نقل قولهاي مستقيم امري منفي:

در اين گونه از نقل قولها كاما و گيومه ها را برداشته و به جايِ Don't  ازnot to  قبل از شكل ساده فعل استفاده مي كنيم.

 Ali told me, "Don't open the door.

Ali told me not to open the door.

کلمات پرسشی در زبان انگلیسی (question words in English)

كلمات پرسشي به دو دسته تقسيم مي شوند:

الف) كلمات پرسشي دسته ي اول:

بعد از كلمات پرسشي دسته ي اول همواره جمله به شكل سوالي بكار مي رود.

مثال برای جواب

کلمه حذفی

معنی

کلمه پرسشی

ردیف

a book – a doctor

شغل – شیء

چه چیز - چه کار

what

1

green - blue - white

رنگ

چه رنگی

What color

2

At 5 o’clock - at 10

ساعت

کی – چه ساعت

What time

3

at Monday - Saturday

روز هفته

چند شنبه

What day

4

slowly - hard - rapidly

قید حالت

چگونه – چطوری

How

5

every day - yesterday

قید زمان

کی – چه وقت

When

6

at home - in the park

قید مکان

کجا

Where

7

Ali - Mr. Irani

شخص

چه کسی

Who

8

Six years old

سن

چند ساله

How old

9

ب) كلمات پرسشي دسته ي دوم :

بعد از كلمات پرسشي دسته ي دوم ابتدا اسم بكار رفته و پس از اسم, جمله به شكل سوالي بكار مي رود.

مثال برای جواب

کلمه حذفی

معنی

کلم پرسشی

ردیف

two - many - some

صفت مقدار

چند تا

How many

1

much - a little

صفت مقدار

چه مقدار

How much

2

My-his-Ali’s

صفت ملکی 'sدار

مال چه کسی

Whose

3

little - thin - clever

صفت

کدام

which

4

 

براي سوالي كردن جملات انگليسي به وسيله ي كلمات پرسشي مراحل زير را انجام مي دهيم .

1- كلمه ي پرسشي مورد نظر را در ابتداي جمله سوالي قرار مي دهيم.

2- پس از كلمه ي پرسشي جمله را به شكل سوالي در مي آوريم.

3- با توجه به معني كلمه ي پرسشي و طبق جداول فوق كلمه يا كلمات حذفي را از جمله حذف مي كنيم .

4- چنانچه كلمه ي پرسشي جزء كلمات پرسشي نوع دوم باشد، اسم را در جمله پيدا كرده و آن را پس از كلمه ي پرسشي قرار مي دهيم . (اسم هميشه بعد از كلمه ي حذفي قرار دارد).

تذكر: چنانچه كلمه ي حذفي در ابتداي جمله قرار داشته باشد فقط كافي است كه آن را از جمـــله حذف كنيم و به جاي آن، كلمه ي پرسشي مورد نظر را قرار داده و بقيه ي جمله را بدون تغــيير بازنويسي كنيم.

مثالهای زیر تفهیم این کلمات را برایتان ساده می سازد.

1. There is a book on the table. (What)

What is there on the table?

2.  This pen is green. (What colour)

What colour is this pen?

3. She goes to school at 5 o’clock. (What time)

What time does she go to school?

4. Today is Monday. (What day(

What day is today?

5. He is playing football slowly. (How)

How is he playing football?

6.  They saw him yesterday.  (When(

When did they see him?

7.  My father is at home.  (Where)

Where is he?

8.  He is Mr Irani.  (Who)

Who is he?

9. I see some buses in the street. (How many)

How many buses do you see in the street?

10. There is a little water in the glass. (How much)

How much water is there in the glass?

11. That was Ali's car. (Whose)

Whose car was that?

12. Ali is that thin boy. (Which)

Which boy is Ali?

13. Mr Irani teaches English well. (Who)

Who teaches English well?

14. Two boys are at school. (How many)

How many boys are at school?

15. The thin girl is a student. (Which)

Which girl is a student?

زمان آینده ی نزدیک (آینده قصدی) در زبان انگلیسی (the near future tense in english language)

از اين زمان براي بيان كارهاي قطعي و معين در زمان آينده ي نزديك استفاده مي شود. در ترجمه اين زمان از عباراتي نظير "قصد دارم" يا "مي خواهم" استفاده مي كنيم.

فاعل  + am / are / is + going to + شكل ساده فعل اصلي + بقيه جمله

طريقه سوالي و منفي كردن اين زمان:

براي سوالي كردن اين زمان فعل to be يعني am – are – is به اول جمله منتقل مي شود. و براي منفي كردن اين زمان بعد از فعل to be كلمه ي not اضافه مي شود.

He is going to play football.     .او قصد دارد فوتبال بازی کند

(جمله سوالي) Is he going to play football?

(جمله منفي) He is not going to play football.

يادآوري:

تفاوت اين زمان با آينده ساده در اين است كه در اين زمان از قبل براي انجام كار مورد نظر برنامه ريزي شده است ولي زمان آينده ساده را هنگامي بكار مي بريم كه تصميم جدي يا برنامه قطعي براي انجام كار گرفته نشده است.

-     I will study English. .من انگلیسی خواهم خواند

-     I am going to study English. .من قصد دارم انگلیسی بخوانم

     در مثال اول جمله به صورت غیرقطعی بیان شده است ولی در مثال دوم شخص با قاطیعت سخن می گوید.

استرس کلمات در زبان انگلیسی2 (words' stress in english language2)

در پست "استرس کلمات در زبان انگلیسی 1" در مورد استرس مطالبی را بیان کردیم و در این پست هم چند قانون در مورد استرس کلمات در زبان انگلیسی بیان میک نیم تا در تشخیص استرس ها اشکالی نداشته باشید. حال توجه شما را به 19 مورد زیر جلب می کنیم.

1. معمولاً تكيه هر كلمه روي ريشه كلمه است. غالباً در اسمها چون ريشه كلمه در بخش اول مي باشد تكيه روي بخش اول است.

'doctor                 'paper

2. معمولاً در فعل ها چون ريشه كلمه در بخش دوم است تكيه روي بخش دوم است.

 be'gin                en'joy

3. اكثر پسوندها مانند (ful – ness- est- er- or- ing- en- ed- es) تكيه ندارند.

'watches – 'worked – 'broken – 'playing – 'actor – 'teacher – 'biggest – 'kindness – 'useful

4. اكثر پيشوندها مانند (be – re – pre – mis – in – un – im) تكيه ندارند.

Im'possible – un'happy – in'fact – mis'take – re'port – pre'tend – be'fore

5. در كلماتي كه با tele شروع مي شوند تكيه روي tele مي باشد.

'telephone                'television

6. در اسامي روزهاي هفته، اسامي فصل ها تكيه روي بخش اول است.

'Sunday                    'summer                       'holiday

7. سيلاب قبل از tion داراي تكيه است.

'dictionary                  infor'mation                 conver'sation  

8. در كلماتي كه به teen ختم مي شوند تكيه روي teen مي باشد.

fif 'teen                       six'teen

9. در كلماتي كه به nese ختم مي شوند تكيه روي nese مي باشد.

Chin'ese                     Japan'ese

10. در اعدادي كه به ty ختم مي شوند تكيه روي قسمت اول است.

'forty                           'fifty

11. در اسمهاي مربوط به روابط خويشاوندي تكيه روي بخش اول است.

'mother                     'brother               'sister              'brother – in – law

12. در اسامي مركب (noun + noun) تكيه روي بخش اول است.

'classroom                'football

13. در تركيب (noun + adjective) استرس روي اسم قرار دارد .

green 'house              cheap 'skates

14. هرگاه بخشي از كلمه صداي اِ كوتاه /ə/ بدهد آن بخش از كلمه داراي تكيه نيست و تكيه روي بخش ديگر است.

a'gain                          a'bout

15. ضمائر، حروف تعريف، حروف اضافه و افعال modal و كلمات مخفف داراي تكيه ضعيف هستند.

It's 'good

16. در تركيباتي كه با good شروع مي شود مانند good bye  استرس روي كلمه بعدي است.

good 'bye                    good 'morning 

17. در ضماير انعكاسي استرس روي كلمه self قرار دارد.

my'self                              your'self

18. در دو بخشي هاي مختوم به ow استرس روي بخش اول قرار دارد.

'borrow                              'yellow

19. در بعضي از كلمات با تغيير استرس اسم به فعل تبديل مي شود.

'import (noun)                    im'port (verb)

'present (noun)                  pre'sent (verb)

قواعد جمع بستن کلمات (اسمها) در زبان انگلیسی (grammer of pluralizing words (nouns) in english langua

در این پست نحوه جمع بستن کلمات در زبان انگلیسی رو بیان می کنیم. به طور کلی این قوانین 7 مورد اند که به ترتیب در زیر آمده است.

1- بيشتر اسمهاي انگليسي را مي توان با اضافه كردن s با آخر آنها به جمع تبديل كرد.

door

doors

 

book

books

pen

Pens

 

cat

cats

2- اسمهاي مختوم به s – sh – ch –x – z – ss را بوسيله es به جمع تبديل مي كنيم.

box

boxes

 

church

churches

bus

buses

 

glass

glasses

3-  اسمهاي مختوم به y در صورتيكه حرف مافبل y يك حرف بي صدا باشد هنگام جمع بستن y  حذف و مابقي كلمه ies مي گيرد.

lady

ladies

 

army

armies

ولي چنانچه حرف ماقبل y يكي از حروف صدادار باشد، كلمه هنگام جمع بستن فقط s مي گيرد.

boy

boys

 

valley

valleys



 

 

 

4- كلماتي كه به حرف f يا fe ختم مي شوند در هنگام جمع بستن f يا fe به ves تبديل مي شوند.

leaf

leaves

 

wife

wives

knife

knives

 

thief

thieves

يادآوري: roof و proof و برخي از كلمات ديگر از اين قاعده مستثنا هستند و فقط s مي گيرند.

5- برخي از كلمات مفرد را بوسيله تغيير حروف صدادار آنها به جمع تبديل مي كنيم.

man

men

 

tooth

teeth

foot

feet

 

woman

women

6- برخي از كلمات مفرد را با اضافه كردن حروفي غير از s يا es به آخرشان به جمع تبديل مي كنيم.

child

children

 

criterion

criteria

 

 

 

 

7- مفرد بعضي از كلمات همانند جمع آن هاست.

sheep


sheep

 

fish

fish


متن فارسی و انگلیسی "گفت و گو با خدا" نوشته رابیندرانات تاگور

این پست رو اختصاص دادم به متن "گفت و گو با خدا" نوشته رابیندرانات تاگور...

امیدوارم لذت ببرین... واقعا عالیه...

THE INTERVIEW WITH GOD

I dreamed I had an interview with God.
“So you would like to interview me?” God asked.
“If you have the time” I said.
God smiled. “My time is eternity.”
“What questions do you have in mind for me?”
“What surprises you most about humankind?”
God answered...
“That they get bored with childhood,
they rush to grow up, and then
long to be children again.”
“That they lose their health to make money...
and then lose their money to restore their health.”
“That by thinking anxiously about the future,
they forget the present,
such that they live in neither
the present nor the future.”
"That they live as if they will never die,
and die as though they had never lived.”
God’s hand took mine
and we were silent for a while.
And then I asked...
“As a parent, what are some of life’s lessons
you want your children to learn?”
“To learn they cannot make anyone
love them. All they can do
is let themselves be loved.”
“To learn that it is not good
to compare themselves to others.”
“To learn to forgive
by practicing forgiveness.”
“To learn that it only takes a few seconds
to open profound wounds in those they love,
and it can take many years to heal them.”
“To learn that a rich person
is not one who has the most,
but is one who needs the least.”
“To learn that there are people
who love them dearly,
but simply have not yet learned
how to express or show their feelings.”
“To learn that two people can
look at the same thing
and see it differently.”
“To learn that it is not enough that they
forgive one another, but they must also forgive themselves.”
"Thank you for your time," I said humbly.
"Is there anything else
you would like your children to know?"
God smiled and said,
“Just know that I am here... always.”

گفت و گو با خدا

در رویاهایم دیدم که با خدا گفت و گو می کنم. خدا پرسید: پس تو می خواهی با من گفت و گو کنی؟ من در پاسخش گفتم: اگر وقت دارید. خدا خندید و گفت: وقت من بی نهایت است.
در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی؟ پرسیدم: چه چیز بشر, شما را سخت متعجب می سازد؟ خدا پاسخ داد: کودکی شان. اینکه آنها از کودکی شان خسته می شوند، عجله دارند که بزرگ شوند. و بعد دوباره پس از مدت ها، آرزو می کنند که کودک باشند... اینکه آنها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول به دست آورند و بعد پولشان را از دست می دهند تا دوباره سلامتی خود را به دست آورند. اینکه با اضطراب به آینده می نگرند و حال را فراموش کرده اند و بنابراین نه در حال زندگی می کنند و نه در آینده.
اینکه که آنها به گونه ای زندگی می کنند که گوئی هرگز نمی میرند و به گونه ای می میرند که گوئی هرگز زندگی نکرده اند. دستهای خدا دستانم را گرفت برای مدتی سکوت کردیم و من دوباره پرسیدم به عنوان یک پدر می خواهی کدام درس های زندگی را فرزندانت بیاموزند؟ او گفت: بیاموزند که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد، همه کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خودشان دوست داشته باشند. بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند، بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم های عمیقی در دل آنان که دوستشان داریم ایجاد کنیم, اما سالها طول می کشد تا آن زخم ها را التیام بخشیم. بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد، بلکه کسی است که به کمترین ها نیاز دارد. بیاموزند که آدمهایی هستند که آنها را دوست دارند فقط نمی دانند که چگونه احساساتشان را نشان دهند، بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
بیاموزند که کافی نیست فقط آنها دیگران را ببخشند، بلکه آنها باید خود را نیز ببخشند. من با خضوع گفتم: از شما به خاطر این گفت و گو متشکرم, آیا چیز دیگری هست که دوست دارید فرزندانتان بدانند؟ خداوند لبخند زد و گفت: فقط اینکه بدانند من اینجا هستم، همیشه.

ضماير انعکاسی در زبان انگلیسی (reflexive pronouns in engilish language)

قبل از این در پست "ضمایر در زبان انگلیسی" در برچسب "گرامر" توضیح مختصری در مورد ضمایر انعکاسی آمده بود ولی در این پست به طور مفصل در مورد این ضمایر مطلب درج کرده ایم. ضمایر انعکاسی نوع خاصی از ضمایر هستند که معمولا در جملاتی استفاده می شوند که فاعل و مفعول آنها یکی است. این ضمایر هیچگاه نقش فاعلی ندارند. هر ضمیر شخصی (یا ضمیر فاعلی)، ضمیر انعکاسی منحصر به فردی دارد:

ضمیر انعکاسی (Reflexive Pronoun)

ضمیر شخصی (Personal Pronoun)

Myself

I

Yourself

You

Himself

He

Herself

She

Itself

It

Ourselves

We

Yourselves

You

Themselves

They

کاربرد: در موارد زیر از ضمایر انعکاسی استفاده می شود:

الف- زمانیکه فاعل جمله و مفعول آن یکی باشند:

I hurt myself. .به خودم آسیب زدم

ب- به عنوان مفعول غیرمستقیم (مفعولی که بعد از حرف اضافه می آید) و به فاعل برمی گردد:

I bought a book for myself. .یک کتاب برای خودم خریدم

The man was talking to himself. .مرد با او حرف می زد

ج- زمانیکه می خواهیم بر انجام کاری توسط کسی تأکید کنیم (بر فاعل جمله تأکید کنیم):

I'll do it myself. (No one else will help me). . خودم آن را انجام خواهم داد

They ate all the food themselves. (No one else had any.)

خودشان همه غدا را خوردند.

نکته: زمانیکه ضمیر انعکاسی در انتهای جمله و پس از حرف اضافه by بیاید، ترکیب ایجادشده به معنی به تنهایی خواهد بود:

We cleaned the house by ourselves.    .ما خانه را خودمان تمیز کردیم

جملات شرطی در زبان انگلیسی (conditional sentences in english language)

جملات شرطی به طور کلی از دو بند (clause) تشکيل شده اند:

1) بند شرطی (If clause)

2) بند اصلی يا بند نتيجه (Main clause)

ترتيب قرار گرفتن اين بندها ميتواند به دو صورت باشد:

If clause, + Main clause

يا

Main clause + If clause

همانطور که مشاهده مي کنيد زمانيکه بند شرطی (If clause) در ابتدای جمله باشد، بين دو بند جمله از کاما (ويرگول) استفاده ميکنيم.

جملات شرطی نوع اول (conditional sentences type I)

جملات شرطی نوع اول به زمان آينده مربوط مي شوند. اگر اتفاق مورد نظر ما در بند شرطی اتفاق بيافتد يا چنين موقعيتی وجود داشته باشد، اتفاقی که در بند نتيجه بيان شده است، اتفاق خواهد افتاد. در واقع، ما مطمئن نيستيم که چنين اتفاقی پيش خواهد آمد يا نه، ولی اين نوع از جملات شرطی نسبتا واقع گرايانه هستند، يعنی احتمال وقوع چنين اتفاقی وجود دارد. به مثال زير توجه کنيد:

If John has the money, he'll buy a Ferrari.

"اگر جان به اندازه کافی پول داشته باشد، يک ماشين فراری مي خرد."

توضيح: کسی که اين جمله را گفته است، جان را خوب مي شناسد و مي داند که جان ماشين فراری را دوست دارد و درآمدش هم بد نيست. پس به محض اينکه پول کافی داشته باشد، يک ماشين فراری خواهد خريد.

ساختار زمانی جمله:

if + Simple Present, will-Future

در جملات شرطی نوع اول، در بند شرطی از زمان "حال ساده" و در بند اصلی (نتيجه) از زمان آينده استفاده مي کنيم.

مثال:

If you study hard, you will pass the course.

اگر به سختی کار کنید, دوره را خواهید گذراند.

You will pass the course if you study hard.

دوره را خواهید گذراند اگر به سختی تلاش کنید.

در بند اصلی معمولا از فعل کمکی will استفاده مي شود. علاوه بر will ميتوان از افعال کمکی زير هم استفاده کرد:

can , may , should

مثال:

If you don't have enough money, I can lend you some.

 اگر پول کافی نداشته باشی من می توانم مقداری قرض بدهم.

 جملات شرطی نوع دوم (conditional sentences type II)

جملات شرطی نوع دوم به زمان حال مربوط م يشوند. وضعيتی که در بند شرطی بيان شده است در حال حاضر وجود ندارد. اگر اين وضعيت وجود داشت اتفاقی که در بند نتيجه بيان شده است مي توانست اتفاق بيافتد. ما واقعا انتظار نداريم که شرايطی که وجود دارد تغيير کند، فقط تصور مي کنيم که اگر اين وضعيت وجود داشت چه اتفاقی مي توانست بيافتد يا چه کاری مي توانستيم انجام دهيم. جمله زير را در نظر بگيريد:

If John had the money, he would buy a Ferrari.

"اگر جان به اندازه کافی پول داشت، يک ماشين فراری ميخريد."

توضيح: کسی که اين جمله را گفته است، جان را خوب م يشناسد و م يداند که جان ماشين فراری را دوست دارد ولی درآمدش خوب نيست. جان خيلی دوست داشت مي توانست يک فراری بخرد ولی به نظر نم يرسد که به اين زوديها بتواند آنقدر پول داشته باشد که يک فراری برای خودش بخرد.

ساختار زمانی جمله:

if + Simple Past, would

در جملات شرطی نوع دوم، در بند شرطی از زمان "گذشته ساده" و در بند اصلی (نتيجه) از فعل کمکی would استفاده مي کنيم.

مثال:

If I had the money, I would move to a new house.

اگر پول داشتم مایل بودم به خانه جدید منتقل شوم.

I would move to a new house if I had the money.

مایل بودم به خانه جدید منتقل شوم اگر پول داشتم.

گاهی اوقات در بند اصلی (نتيجه) ميتوان از افعال کمکي زير هم استفاده کرد:

could , might , should

مثال:

If you studied hard, you could pass the course.

 اگر به سختی مطالعه می کردید می توانستید دوره را بگذرانید.

نکته: در جملات شرطی نوع دوم، معمولا به جای "was" از "were" استفاده مي شود.

I wouldn't help him if I were you.

من به او کمک نمیکردم اگر جای تو بودم.

تلفظ در زبان انگلیسی (pronunciation in english language)

بنا به درخواست یکی از دوستان مطلبی رو در خصوص تلفظ صحیح در زبان انگلیسی براتون میذارم تا با دقت به نکاتی که ذکر شده بخشی از مشکل تلفظ در شما از بین بره.

امیدورام استفاده کنین ازش...

به حرکات دهان انگليسي زبانان (native) دقت کنيد.

موقع تماشاي برنامه‌هاي زبان اصلي به حرکات دهان گوينده خوب دقت کنيد. آنچه که مي‌گويد را تکرار کنيد و لحن صداي او را تقليد کنيد.

شمرده صحبت کنيد.

تا وقتي که لحن و اصوات انگليسي را بخوبي فرا نگرفته‌ايد، شمرده صحبت کنيد. اگر شما سريع و با لحن و تلفظ غلط صحبت کنيد، انگليسي زبانها در فهميدن آنچه که مي‌خواهيد بگوييد مشکل پيدا خواهند کرد. همچنين اگر شما به «اشتباه صحبت کردن» خود ادامه دهيد، اين اشتباهات در ذهن شما ماندگار خواهند شد.

از ديکشنري استفاده کنيد.

با علائم فونتيک ديکشنري خود آشنا باشيد و تلفظ صحيح کلماتي را که اداي آنها براي شما دشوار است در آن جستجو کنيد.

از ديگران کمک بگيريد.

يک فهرست از کلماتي که تلفظ آنها براي شما دشوار است، تهيه کنيد و از يک دوست انگليسي زبان (native) بخواهيد آنها را براي شما تلفظ کند. خوب است صدايش را ضبط کنيد و بعداً به آن گوش دهيد و خودتان هم آن را تکرار کنيد. اگر چنين دوستي نداريد مي‌توانيد از نرم افزارهايي که کلمات را با صداي ضبط شده انسان ادا مي‌کنند استفاده کنيد. (براي اين منظور مي‌توانيد از نرم‌افزار Pronunciation Power و يا ديکشنري گوياي لانگمن استفاده نماييد.)

به کتابهاي نواردار گوش دهيد.

با تهيه کتابهايي که داراي يک نوار يا سي‌دي صوتي هستند مي‌توانيد در يک زمان هم بخوانيد و هم گوش کنيد. بخشهايي از کتاب را با صداي بلند بخوانيد و صداي خودتان را ضبط کنيد. صداي خودتان را با گوينده اصلي مقايسه کنيد و سعي کنيد اشتباهاتتان را اصلاح کنيد. (مجموعه داستانهای انگلیسی)

به پسوندهاي s و ed دقت کنيد.

تلفظ صحيح کلماتي که به s و ed ختم مي‌شوند را ياد بگيريد. مثلاً s- يا es- را در نظر بگيريد. اين پسوند گاهي صداي /S/ مي‌دهد (مثلاً در eats)، گاهي صداي /Z/ مي‌دهد (مثلاً در plays) و گاهي هم صداي /IZ/ مي‌دهد (مثلاً در washes).

> پستی در خصوص نحوه تلفظ این پسوندها توی وبلاگ درج شده.. برای مشاهده اینجا کلیک کنید.. <

با صداي بلند انگليسي بخوانيد.

هر روز به مدت 15 تا 20 دقيقه يک متن انگليسي (مثلاً يک کتاب داستان) را با صداي بلند بخوانيد. اين به شما کمک مي‌کند که آن دسته از عضلات دهان را که براي انگليسي صحبت کردن به کار مي‌آيند، تقويت کنيد. تحقيقات نشان مي‌دهد که براي صحبت کردن يک زبان جديد حدود سه ماه تمرين روزانه مورد نياز است تا عضلات دهان (براي آن زبان خاص) تقويت شوند.

(«آموزش مکالمه انگليسي نصرت در 90 روز» با وقفه کوتاهي که بين کلمات و جملات ايجاد مي‌کند اين فرصت را براي شما فراهم مي‌کند که آنها را تکرار کرده و مهارت تلفظ خود را تقويت نماييد.)

صداي خودتان را گوش کنيد.

صداي خودتان را ضبط کنيد و براي يافتن اشتباهات تلفظي خود به آن گوش دهيد. اين يک تمرين بسيار عالي است، زيرا اين به شما کمک مي‌کند از اشتباهاتي که دائماً  مرتکب مي‌شويد آگاه شويد.

صبور باشيد.

شما مي‌توانيد نحوه صحبت کردن خود را بهبود بخشيد، ولي اين «يک شبه» بدست نمي‌آيد. مردم اغلب به دنبال کسب نتيجه فوري هستند و به همين دليل خيلي زود دلسرد مي‌شوند و از تلاش دست برمي‌دارند. 

منبع   esl-pro.com   :


* تلفظ تمام حروف را از قسمت برچسب ها و برچسب "تلفظ" و یا از بخش آرشیو موضوعی و قسمت "تلفظ" مشاهده کنید..

استرس کلمات در زبان انگلیسی1 (words' stress in english language1)

سلام.. با اجازه عامیانه بنویسم...

تو این پست میخام در مورد استرس که باید تو تلفظ رعایتش کنیم براتون مطلب بذارم تا استفاده کنین. کلا خیلیا اصلن این قاعده رو تو تلفظ رعایت نمیکنن. چون در موردش چیزی نمیدونن و به نظرشون چیز کم اهمیتیه. ولی رعایت استرس تو تلفظ کردن خیلی میتونه فهم مطلب رو برا مخاطب بالاتر ببره. اینطوری قدرت تلفظتون بالا میره و لذت بیشتری از تلفظ و خوندن متون انگلیسی میبرین.

حالا با هم مطلب زیر رو بخونیم و استرس کلمات و اینکه چه قلقی دارن رو یاد بگیریم:

در بيشتر ديکشنريها براي نشان دادن استرس (stress) از علامت  '  استفاده مي‌کنند. گاهي هم از حروف بزرگ استفاده مي‌شود. به عنوان مثال به کلمه‌هاي زير دقت کنيد:

magazine /             '    /

letter /'        /

در کلمه اول استرس روي سيلاب (يا بخش) سوم (zine-) و در کلمه دوم روي سيلاب اول (let-) قرار دارد.

به طور کلی هر کلمه انگلیسی که دارای چندین سیلاب باشد در یکی از سیلابها دارای استرس هست. به موارد زیر دقت کنید:

'yellow (= YEL + low)

sham'poo (= sham + POO)

com'puter (= com + PU + ter)

بسياري از کلمات در زبان انگليسي به دو صورت اسم و فعل (هر دو) به کار مي‌روند. تلفظ بسياري از اين نوع کلمات، چه به صورت اسم به کار روند و چه به صورت فعل هميشه يکسان است. مثلاً در کلمه sur'prise که هم به معني «غافلگيري» و هم به معني «غافلگير کردن» مي‌باشد، استرس همواره روي سيلاب دوم (prise-) قرار دارد.

اما بعضي از اين کلمات دو حالتي، اسم و فعل هر کدام - از لحاظ محل قرار گيري استرس - تلفظي متفاوت دارند. مهمترين اين کلمات در جدول زير آورده شده‌اند:

اسم

فعل

معني

'conduct

con'duct

رهبري - رهبري کردن

'conflict

con'flict

زد و خورد- زد و خورد کردن

'decrease

de'crease

کاهش - کاهش يافتن

'contest

con'test

رقابت - رقابت کردن

'contrast

con'trast

فرق - فرق داشتن

'escort

e'scort

نگهبان - نگهباني کردن

'export

ex'port

صدور - صادر کردن

'import

im'port

ورود - وارد کردن

'increase

in'crease

افزايش - افزايش يافتن

'insult

in'sult

توهين - توهين کردن

'permit

per'mit

اجازه - اجازه دادن

'present

pre'sent

هديه - هديه دادن

'progress

pro'gress

پيشرفت - پيشرفت کردن

'protest

pro'test

اعتراض - اعتراض کردن

'rebel

re'bel

شورش - شورش کردن

'record

re'cord

ثبت - ثبت کردن

'suspect

sus'pect

مظنون - مظنون بودن

'transfer

trans'fer

انتقال - انتقال دادن

'transport

trans'port

حمل و نقل - حمل کردن

'upset

up'set

واژگوني - واژگون کردن

تفاوت alike, like و unlike در زبان انگلیسی (difference between like, alike & unlike)

این سه لغت گاهی به طور اشتباه به جای هم به کار می روند. بنابراین لازم دیدیم که در این پست آنها را تفهیم کنیم.

like:

حرف اضافه ای است به معنی "شبیه" که بعد از آن مفعول می آید.

Like many people I didn't know the dangers of asbestos.

مثل اکثر مردم خطر پنبه نسوز را نمی دانستم.

alike:

قیدی است که معنی "برابر" را می دهد و وقتی به عنوان صفت به کار رود معنی "شبیه" می دهد.

Both blue and brown asbestos are alike in that they are both dangerous.

هر دوی پنبه نسوز آبی و قهوه ای در خطرناک بودن برابرند.

unlike:

حرف اضافه ای است به معنی "غیر شبیه " که بعد از آن مفعول می آید.

Unlike Reza, Ali can drive car.

برخلاف رضا, علی می تواند ماشین براند.

شغل ها (مشاغل) در زبان انگلیسی1 (jobs in english language1)

در این پست مشاغل را در زبان انگلیسی بیان می کنیم تا از آنها در مکالمات خود از آن استفاده کنید.

1) artist (هنرمند)                      2) gardener (باغدار)

3) disc jockey (هماهنگ کننده موسیقی در رادیو و تلویزیون)                     4) newsreader (گوینده خبر)

5) hairdresser (آرایشگر)             6) baker (نانوا)                                7) butcher (قصاب)

8) pharmacist (داروساز)             9) farmer (کشاورز)                          10) fisherman (ماهی گیر)

11) sailor (ملوان)                      12) soldier (سرباز)                           13) architect (معمار)

14) driver (راننده)                     15) travel agent (آژانس مسافرتی)      16) photographer (عکاس)

17) computer programmer (برنامه نویس کامپیوتر)                               18) vet (دامپزشک)

19) electrician (برقکار)               20) carpenter (نجار)                        21) welder  (جوشکار)

22) plumber (لوله کش)             23) mechanic (مکانیک)                     24) bricklayer (آجرچین)

25) businessman (تاجر)             26) confectioner (قناد)                     27) tailor (خیاط)

28) repairer (تعمیرکار)               29) teacher (معلم)                           30) doctor (دکتر)1)

در روزهای آتی سایر مشاغل هم درج خواهد شد.

آب و هوا(وضعیت جوی) در زبان انگلیسی (weather in english language)

در این بخش شما را با انواع وضعیت های آب و هوایی به زبان انگلیسی آشنا می کنیم.

1) sunny (آفتابی)                 2) rainy (بارانی)                           3) snowy (برفی)

4) windy (بادی)                   5) misty (مه آلود{رقیق})                6) foggy (مه آلود{غلیظ})

7) cloudy (ابری)                   8) stormy (طوفانی)                      9) bright (آفتابی و درخشان)

10) dull (گرفته)

بیان دو لغت زیر هم خالی از لطف نیست:

11) thunderstorm (طوفانی با رعد و برق)         12) lightning (آذرخش)

میوه ها در زبان انگلیسی (fruits in english language)

در این قسمت میوه ها را به زبان انگلیسی بیان می کنیم. به این صورت که املای کلمات به همراه معنی فارسی آنها آورده شده است.

1) melon (خربزه)                2) strawberry (توت فرنگی)                 3) banana (موز)

4) apple (سیب)                 5) peanut (بادام زمینی)                     6) lemon (لیمو)

7) coconut (نارگیل)            8) pineapple (آناناس)                        9) orange (پرتقال)

10) grape (انگور)                11) peach (هلو)                              12) nut (آجیل)

13) avocado (میوه ای شبیه انبه و گلابی/آووکادو)                           14) pawpaw (انبه هندی)

15) lychee (این رو خدایی نمیدونم چیه!!!)                                     16) pear (گلابی)

17) lime (لیمو ترش)             18) kiwi (کیوی)                               19) mango (انبه)

20) plum (آلو)                    21) grape fruit (گریپ فروت)               22) basket (سبد)

ایشالا که به دردتون خورده باشه...

قاره ها و اقیانوس ها در زبان انگلیسی (continents & oceans in english language)

در این بخش شما را با قاره ها و اقیانوس ها به زبان انگلیسی آشنا می کنیم.

قاره ها (continents):

1) North America (آمریکای شمالی)

2) South America (آمریکای جنوبی)

3) Africa (آفریقا)

4) Europe (اروپا)

5) Asia (آسیا)

6) Australia (استرالیا)

7) Antarctica (قطب جنوب)

اقیانوس ها (oceans):

8) Arctic (شمالگان)

9) North Atlantic (آتلانتیک(اطلس) شمالی)

10) South Atlantic (آتلانتیک(اطلس) جنوبی)

11) Antarctic (جنوبگان)

12) Indian (هند)

13) South Pacific (آرام جنوبی)

14) North Pacific (آرام شمالی)

 

شکل کلمات در زبان انگلیسی (word forms in english language)

با اجازه به زبون عامیانه بنویسم این مطلب رو. آخه دیرمه!!!

دونستن شکل و فرم کلمات در زبان انگلیسی از ضروریاته. برا همین تو این پست شکل کلمات اسم, فعل, صفت و قید رو بیان می کنیم تا بیشتر باهاشون آشنا شین.

نوع و شکل کلمات تو جمله نقش اون کلمه رو بازی میکنن و تعیین میکنن که چه نوع کلمه ای هستن.

حالا دونه دونه شکل چهار مورد مهم کلمات (اسم, فعل, صفت و قید) رو بیان می کنیم که تو چه حالتهایی این نوع رو به خودشون میگیرن.

اسمها:
اسمها با استناد به شکل کلمه و نقشی که تو جمله ایفا می کنن تشخیص داده میشن. همچنین با دیدن پسوند کلمه هم میشه فهمید که آیا اسم هست یا نه.

پسوندهای زیر اگه آخر کلمه ای بیان نشون میده که اون کلمه اسم هست.

پسوندهای مربوط به جا یا چیز:

-ian: politician (سیاستمدار)
-ist: scientist (دانشمند)
پسوندهای مربوط به مشاغل:
-ee: employee (کارمند)
-er: printer (چاپگر)
-or: inventor (مخترع)
پسوندهای مربوط به شاخه های آموزشی و تحصیلی:
-ogy: biology (زیست شناسی)
-ic(s): politics (سیاست)
-ation: administration (دولت)
-y: chemistry (شیمی)
-ce: science (علم)
فعلها:
فعلها برای نشون دادن عمل فاعل به کار می روند. پسوندهای زیر نشون دهنده این هستن که کلمه مزبور فعل هست.
-ate: circulate (به گردش درآوردن)
-en: sharpen (تیز کردن)
-ing: developing (گسترش دادن)
-ed: invented (اختراع شد)
-er: discover (کشف کرد)
-ify: magnify (بزرگ کردن)
-ize: politicize (جنبه سیاسی دادن به)
صفتها:
صفتها برای وصف کردن فاعل به کار می روند که اغلب قبل از اسم و یا بعد از فعل to be می آیند. پسوندهای زیر نشون دهنده صفت بودن کلمه مزبور هستن:

-al/ial                            -ing                          -abe/ible                       -ish

-ant/ent                       -ive                           -ary                              -less

-ory                             -like                           -ed                              -ly

-er                              -some                         -ful                             -ous

-ic                               -worthy                      -ile                              -y

قیدها:

قیدها برای بیان کردن حالت و نحوه وقوع فعل به کار می روند (و برای پاسخ به سوال "چگونه؟" به کار می روند), که معمولا با افزودن ly- به صفت به وجود میان.

brave (شجاع) ====> bravely (شجاعانه)

در کل سه نوع پسوند برای تشکیل قید وجود داره که عبارتند از:

-ly

-ward

-wise

صفت و قید تفضیلی و عالی در زبان انگلیسی (comparative & superlative adjective & adverb in english lan

در این پست شما را با مقایسه ها در زبان انگلیسی آشنا می کنیم. در حالت کلی سه نوع قیاس داریم:

1) کلی (شکل اصلی)                        2) تفضیلی                      3) عالی

قیاس در صفتها:

1) حالت کلی برای وصف یک چیز یا یک شخص به کار می رود.

The violin as a small instrument. .ویولن آلت موسیقی کوچکی است

2) صفت تفضیلی وقتی به کار می رود که دو چیز مقایسه می شوند, و یا وقتی چیزهایی با چیزهای دیگر مقایسه می شوند.

Ali is taller than Reza. .علی بلندقدتر از رضا است

3) صفت عالی وقتی به کار می رود که بیش از دو چیز را مقایسه کنیم, و یا وقتی که یک مورد از گروهی بیشترین میزان را از لحاظ کیفی به خود اختصاص داده است.

I am the youngest student in the class. .من کوچکترین دانش اموز در کلاس هستم

استراتژی ساخت صفت تفضیلی و عالی:

[بهتر است برای یادگیری این قسمت, ابتدا پست "سیلابلها در زبان انگلیسی" که قبلا بیان شده است را مطالعه نمایید. مطلب مذکور در برچسب "گرامر" درج شده است.)

a) صفات تفضیلی و عالی مربوط به ضفت های تک سیلابلی از طریق افزودن er- و est- به آخر شکل صالی صفت تشکیل می شود.

صفت عالیصفت تفضیلیشکل کلی
smallestsmallersmall
highesthigherhigh

b) صفت تفضیلی و عالی مربوط به صفات سه سیلابلی (و یا بیشتر) با افزودن more و most تشکیل می شود.

صفت عالیصفت تفضیلیشکل کلی
most brilliantmore brilliantbrilliant
most importantmore importantimportant

c) صفت تفضیلی و عالی مربوط به برخی از صفتها که به er , -y- یا le- مختوم هستند, از طریق افزودن er- و est- به شکل کلی صفت تشکیل می شود. ("y" به "i" تبدیل می شود.)

صفت عالیصفت تفضیلیشکل کلی
earliestearlierearly
simplestsimplersimple


قیاس در قیدها:

نحوه تشکیل قیاس در قیدها شبیه قیاس در صفتها می باشد.

d) برای تمامی قیدهای تک سیلابلی از er- و est- استفاده می شود.

عالیتفضیلیشکل کلی
fastestfasterfast
earliestearlierearly

e) برای تمامی قیدهای باقی مانده از more و most استفاده کنید.

عالیتفضیلیشکل کلی
most slowlymore slowlyslowly
most commonlymore commonlycommonly

f) موارد زیر صورتهای بی قاعده صفتها و قیدهای تفضیلی و عالی می باشد.

عالیتفضیلیشکل کلی
bestbettergood (adj)
bestbetterwell (adv)
worstworsebad (adj)
worstworsebadly (adv)
leastlesslittle (adj/adv)
mostmoremany (adj)
mostmoremuch (adj/adv)
farthestfartherfar (adj/adv)
furthestfurther
lastlaterlate (adv)
oldestolderold (adj)
eldestelder

دیگر اشکال قیاس:

1)

وقتی چیزهایی که مساوی اند مقایسه می شوند از ترکیبهای زیر استفاده می شود.

As ..... as   /   Not as ..... as   /   Not so ..... as

Playing the violin is not as difficult as you might think.

یادگیری ویولن آنقدر که هم که شما فکر می کنید سخت نیست.

2) مقایسه دوگانه:

برای نمایش کاهش یا افزایش موازی به کار می رود.

the + comparative ..... the + comparative

The more he practices, the more he improves. .هر قدر بیشتر تمرین کند بیشتر پیشرفت می کند

3) As و Like:

Like: در یک قیاس ساده like پیش از اسم یا ضمیر به کار می رود.

You drive the car like professional driver. .شما اتومبیل را مثل یه راننده حرفه ای می رانید

As: وقتی فعلی پس از اسم یا ضمیری می آید as باید استفاده شود.

You play the cello with a bow as you do the violin.

شما ویولن سل را مانند ویولن (معمولی) با کمان می نوازید.

ساختار موازی در زبان انگلیسی (parallel structure in english language)

بسیاری از جملات اطلاعاتی را در قالب سری ها یا لیست هایی بیان می کنند. سری ها می توانند دو, سه یا قسمت های بیشتری داشته باشند که همگی از ساختار گرامری یکسانی پیروی می کنند. این موضوع به عنوان ساختار موازی شناخته می شود.

در قسمت های زیاد انواع ساختارهای موازی را بیان می کنیم:

1) سری های شامل اسمها, صفتها, قیدها یا عبارات:

اسمها:

Vitamin C is destroyed by heat or exposure to air.

.ویتامین سی توسط گرما یا در معرض هوا قرار گرفتن از بین می رود

صفتها:

His answer to the question was inaccurate and irrational.

پاسخ او به سوال, غیرصحیح و نامربوط بود.

قیدها:

Vitamin supplements can be prepared naturally and synthetically.

ذخایر ویتامینها می توانند به صورت طبیعی یا مصنوعی آماده شوند.

عبارات:

Large amounts of vitamin C can be bought in the form of crystals, or in the form of granules.

مقادیر زیادی از ویتامین سی می توانند در قالب کریستال یا کپسول خریداری شود.

2) اسم فعل (فعل ing دار) یا اسم مصدر:

اسم فعل (فعل ing دار):

Claims for vitamin C such as reducing stress and improving athletic performances have not been scientifically demonstrated.

ادعاهایی نظیر اینکه ویتامین سی استرس را کاهش می دهد و عملکرد ورزشی را بهبود می بخشد, به صورت علمی نشان داده نشده اند.

اسم مصدر:

When people get scurvy their cells tend to disintegrate and to fall apart.

وقتی مردم مبتلا به کمبود ویتامین سی (آسکوربیک) می شوند, سولهای آنها تمایل به متلاشی و از هم جدا شدن می کنند.

3) پیوستگی لازم (correlative conjunction):

both ... and               neither ... nor             either ... or             not only ... but also

Both fruits and vegetables are rich sources of vitamin C.

هر دوی میوه ها و سبزیجات منابع غنی ویتامین سی هستند.

سیلابلها دز زبان انگلیسی (syllables in english language)

سیلابلها از نظر لغوی به معنای هجا یا حرف صدادار است. در این پست سعی داریم شما نحوه شمردن سیلابلها را بیاموزید. برای شمارش سیلابلهای یک لغت طبق نکات زیر عمل کنید.

1) هر حرف صدادار در یک کلمه به عنوان یک سیلابل در نظر گرفته می شود.

2) اگر بیش از یک حرف صدادار بصورت متوالی در یک کلمه به کار رود تنها یک سیلابل در نظر گرفته می شود.

3) حرف 'e' در پایان کلمات به عنوان سیلابل شمرده نمی شود.

4) حروف 'w' و 'y' که در آخر کلمات نوشته می شود به عنوان یک سیلابل شمرده می شود.

حال با توجه به مثالهای زیر نکات بالا به خوبی تفهیم می شود. (تعداد سیلابلهای لغات در کنار آنها با عدد نمایش داده شده است.)

tall: 1

limit: 2

expensive: 3 (طبق نکته 3 حرف آخر به عنوان سیلابل محسوب نمی گردد)

book: 1 (طبق نکته 2 حروف صدادار که متوالیا آمده است به عنوان یک سیلابل در نظر گرفته می شود)

beautiful: 3 (طبق نکته 2 حروف صدادار که متوالیا آمده است به عنوان یک سیلابل در نظر گرفته می شود)

امیدوارم مطالب این پست برایتان مفید واقع شود.

اسم فعل (افعال ing دار) در زبان انگلیسی (gerunds in english language)

اسم فعل (فعل ing دار) از طریق افزودن ing به شکل اصلی و اساسی فعل به وجود می آید. اسم فعل به عنوان اسم به کار می رود, البته می تواند به عنوان فاعل, مفعول یا مفعول حرف اضافه عمل کند.

در جملات زیر اسم فعل در سه قالب مختلف به کار رفته است:

بعنوان فاعل:

Running is my favorite sport. .دویدن ورزش مورد علاقه من است

بعنوان مفعول:

He tried running faster. .او سریعتر دویدن را تمرین کرد

بعنوان مفعول حرف اضافه:

She was afraid of losing. .او از گم شدن می ترسید

وقتی اسم فعل (فعل ing دار) بعنوان فاعل جمله است, فعل بصورت مفرد به کار می رود.

حالا حالت های مختلف حضور فعل ing دار را بیان می کنیم:

1) gerund بعد از (حرف اضافه+اسم):

There was no reason for canceling the race. .هیچ دلیلی برای کنسل کردن مسابقه وجود نداشت

2) gerund  بعد از (حرف اضافه+صفت):

He is good at running the 200-meter race. .او در دوی 200 متر خوب است

3) gerund بعد از فعل:

برخی از افعال وجود دارد که پس از آنها اسم فعل (فعل ing دار) می آید:

She kept running until the end. .او دویدن را تا آخر ادامه داد

4) gerund بعد از (حرف اضافه+فعل (فعل دو کلمه ای)):

He succeeded in winning the race. .او در فتح مسابقه موفق شد

5) gerund یا اسم مصدر:

برخی از افعال بدون اینکه تفاوتی در معنی آنها ایجاد شود هم اسم فعل و هم اسم مصدر به خود می گیرند:

I love to watch the track race. .من تماشای مسابقه کشتی را دوست دارم

I love watching the track race. .من تماشای مسابقه کشتی را دوست دارم