اصطلاحات ناراحتی در زبان انگلیسی (discomfort expressions in english language)
cry one's eyes out: اینقدر گریه کنی تا چشمات در بیاد
My son cried his eyes out when he discovered his bike had been stolen.
.پسرم وقتی فهمید دوچرخش دزدیده شده اینقدر گریه گرد تا چشاش در اومد
down in the dumps: دپرس بودن، غمگین بودن
Alex has been down in the dumps since he failed his exam.
آلکس از وقتی تو امتحانش رد شده دپرسه.
تشکر از خانم علوی (کارشناس ارشد آموزش زبان انگلیسی) بابت نگارش این پست
[ایمیل خانم علوی: alavi_m64@yahoo.com]
[ایمیل خانم علوی: alavi_m64@yahoo.com]
+ نوشته شده در یکشنبه ۶ تیر ۱۳۹۵ ساعت 11:32 توسط سعید نوروزی شیرمرد
|
دغدغه آموزش زبان انگلیسی گریبانگیر بسیاری از افراد بوده و هست.. امیدوارم مطالب وبلاگ باعث افزایش سطح زبان انگلیسی و افزایش علاقه آموزش این زبان توی افراد بشه..